سردشت
جمعه 13 دی1387 9:41
شهرستان سردشت از شهرستانهای
کردنشین و مرزی
استان آذربایجان غربی است که در جنوب این استان قرار دارد و با مناطق کردنشین شمال کشور
عراق (
کردستان عراق همسایه است. کلیه مردم این شهرستان
کردزبان هستند. مرکز این شهرستان، شهر
سردشت است.
جمعیت این شهرستان طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ برابر با ۱۰۴۱۴۶ نفر بوده است که از این تعداد ۵۲۴۹۴ نفر آنان مرد و ۵۱۶۵۲ نفر آنان زن بوده اند. [۱].
تقسیمات کشوری
تقسیمات کشوری این شهرستان، بنابرآنچه در نتایج آمارگیری سرشماری سال ۱۳۸۵ کل کشور آمده است، بر حسب بخش، شهر، دهستان و روستا به شرح زیر است: [۱]
بخشها
شهرها
دهستانها
دهستانهای بخش مرکزی
دهستانهای بخش وزینه
تاريخ سردشت :
شهر سردشت مركز شهرستان سردشت استان آذربايجان غربي ، پهنه اي حدود 5 كيلومتر مربع در نزديكي مرز ايران و عراق قرار دارد . مردم كردستان شهر سردشت را زادگاه زرتشت پيامبر ايراني مي دانند و بر اين باورند كه سردشت تغيير يافته نام زرتشت است . خاستگاه شهر سردشت پيش از اسلام در گوشه شمال غربي شهر كنوني ، در كنار چشمه آب بزرگي قرار داشته و روزگاري به نام « نيزه رو » خوانده مي شد . واژه سردشت از دو پاره « سر » به معني اول ، ابتدا و « دشت » به معني زمين پهناور ، هموار جلگه ... و سردشت به معني ابتدا و يا آغاز دشت است . به بيان ديگر آغاز دشتي كه تا رود زاب ادامه مي يابد . سردشت طبيعتي زيبا دارد و آبشار آن معروف به « آبشار شلماش » بسيار بديع و فرح انگيز است .
پل قالاتاسيان :
اين پل در مسير جاده پيرانشهر به سردشت و در مسير فرعي روستاي ببي آوا به سپيدار قرار رگفته است . اين پل در شهرستان سردشت بر سر راه قديمي سيرآباد به مهاباد در قسمت شمالي رودخانه زاب كوچك ساخته شده است . احتمالاً نام اين پل از نام قلعه اي بنام قلعه « تاسيان » كه مربوط به دوره ساساني مي باشد و بقاياي آن هنوز هم در قسمت شمالي اين پل و به فاصله كمي از آن قرار گرفته مشتق شده است . تاريخ ساخت بنا ( پل ) احتمالاً مربوط به دوران قبل از اسلام مي باشد . طول پل 55 متر و عرض آن در قسمت پايين 10 متر و در قسمت فوقاني 5/4 متر و ارتفاع آن 10 متر است . صخره اي بودن بستر رودخانه و وجود صخره هاي طبيعي مانع از انجام عمليات پي سازي در اين پل شده است و پايه ها را بدون پي سازي مستقيم روي صخره ها سوار كرده اند . طول پل تقريباً شمالي ـ جنوبي است و داراي 5 پايه است كه به استثناي يكي از پايه ها ( ستون ها ) كه از لاشه سنگ و ملات ساروج است بقيه ستونها را سنگ هاي طبيعي رودخانه تشكيل مي دهند . سطح گذر پل كه جديداً ساخته شده است از آهن و چب مي باشد ( تعويض عناصر سازه اي ) و همچنين تعويض مصالح و ملات بكار رفته در ساختمان پل با سيمان از جمله تغييرات ايجاد شده در اين پل مي باشد .

به جز پل قال تاسيان دو قلعه به نامهاي قلعه رش و قلعه ربط و حمام قديمي سردشت و گورستان گومان گرد از ديگر آثار قدمت دار سردشت ميباشد .
در اين شهرستان، علاوه بر موارد فوق تپههاي تاريخي ذيل نيز قابل اشاره ميباشد.
تپه باغ، تپه مامه زينه، تپه بشاسب، تپه كچل آوه، تپه نلاس، تپه مأمن آوا، تپه گرد اسكندر، تپه كاني قلاتي، تپه خرپات، تپه باسكه كول، تپه گرد شغل، تپه بيوران سفلي، تپه گرد خاصكان، تپه قمطره، تپه ربط

وضعيت بخش صنعت در شهرستان سردشت :
بر اساس سرشماري عمومي صنعت و معدن در سال 1373 ، تعداد كل كارگاههاي صنعتي شهرستان 2422 واحد مي باشد كه 2364 واحد آن كارگاه كوچك 58 واحد ديگر جزو كارگاههاي بزرگ مي باشند . سهم اين شهرستان از كل كارگاههاي استان ، كارگاههاي بزرگ و كارگاههاي كوچك به ترتيب 79/2 ، 37/2 و 80/2 درصد مي باشد اين استان از لحاظ داشتن كارگاههاي بزرگ و كوچك به ترتيب در رتبه يازدهم و يازدهم قرار دارد .
از كل 2422 واحد كارگاه صنعتي در اين شهرستان 2334 واحد كمتر از 6 نفر كاركن ، 30 واحد ما بين 9 ـ 6 نفر كاركن 54 واحد مابين 49 ـ 10 نفر كاركن و 4 واحد بيشتر از 50 نفر كاركن دارند .
شهرك صنعتي سردشت :
اين شهرك در كيلومتر 13 جاده سردشت ـ مهاباد قرار دارد مساحت كل شهرك 298/29 هكتار ، مساحت زمين صنعتي 39/19 هكتار مي باشد كه اين شهرك در دست بهره برداري مي باشد .
معدن در شهرستان سردشت وجود ندارد .
بازارهاي محلي شهرستان سردشت :
تعداد بازارهاي موجود در شهرستان يك عدد مي باشد كه اجناس شامل دام زنده ، فرآورده هاي دامي ، صنايع دستي ، لوازم خانگي ، خشكبار ، خواربار ، حبوبات ، غلات و كفش در اين بازارها عرضه مي شود قدمت اين بازارها 70 سال مي باشد . پر رونق ترين فصل بازار ، فصل پائيز و كم رونق ترين فصل زمستان مي باشد و بيشتر اين بازار در روز دو شنبه برگزار مي شود . مالكيت زمين بازار تحت اختيار بخش دولتي مي باشد . حجم معاملات اين بازار بيشتر 250 ميليون ريال در هفته مي باشد .

نمايي از بازارهفتگيفروشاحشامدرسردشت
وضعيت بخش كشاورزي در شهرستان سردشت :
ـ امور زراعي و باغي :
بر اساس آمار منتشره از سوي جهاد كشاورزي استان آذربايجان غربي در سال 1379 ، جمع كل اراضي كشاورزي اين شهرستان 28831 هكتار مي باشد كه از اين مقدار 32/53 درصد ( 15374 هكتار ) بصورت ديم و 98/19 درصد ( 5762 هكتار ) بصورت آبي كشت مي شوند . كل توليدات اين شهرستان در سال زراعي 1379 ـ 1378 ، 75/6219 تن بوده است كه 82/43 درصد آن توليدات زراعي و 48/56 درصد ديگر توليدات باغي مي باشد و اين شهرستان از لحاظ اراضي كشاورزي ، توليدات زراعي و باغي به ترتيب در رتبه هاي دوازدهم و يازدهم و ششم استان قرار دارد . همچنين اين شهرستان در توليد گلابي در مقام اول و توليد انگور و توتون و تنباكو مقام سوم را در استان دارد

شهرستانسردشتدرتوليدگلابيدرمقاماولميباشد
|
امور دام ، طيور و زنبور عسل :
بر اساس آمار جهاد كشاورزي استان در سال 1379 ، تعداد زنبورستانهاي اين شهرستان 331 واحد ميباشد كه 19567 كندو در آنها نگهداري مي شود . از اين ميزان كندو 60/31 درصد ( 6183 عدد ) كندوي مدرن و 40/68 درصد ( 13384 عدد ) كندوي بومي
مي باشند . ميزان توليد عسل در اين شهرستان در سال 1379 ، 291500 كيلوگرم مي باشد كه 08/56 درصد توسط كندوهاي مدرن و 91/43 درصد توسط كندوهاي بومي توليد شده است . اين شهرستان با دارا بودن 19/12 درصد زنبورستان ، 33/2 درصد كندوي مدرن ، 52/24 درصد كندوي بومي و 06/6 درصد در توليد عسل از كل استان به ترتيب در رتبه هاي سوم و هفتم و سوم استان قرار دارد .

شهرستانسردشتدرتوليدعسلدركلاستاندررتبهسومقراردارد
ميزان توليد گوشت سفيد مرغ در سال 1378 در اين شهرستان 47/242 تن بوده است كه 18/212 تن آن از طيور صنعتي و 56/27 تن از طيور سنتي و 73/2 تن از ساير ماكيان تهيه شده است . اين شهرستان با دارا بودن 75/0 درصد ازكل توليدگوشت سفيد مرغ استان از لحاظ توليد اين فرآورده در رتبه دوازدهم استان قرار دارد . باز بر همين اساس ميزان كل توليد تخم مرغ در اين شهرستان در سال 1378 ، 32/167 تن بوده است كه 49/61 تن آن توسط طيور صنعتي و 46/98 تن توسط طيور سنتي 37/7 تن از ساير ماكيان توليد شده است . از كل توليدات تخم مرغ در استان ، 67/1 درصد در اين شهرستان توليد مي شود و اين شهرستان از اين لحاظ دررتبه سيزدهم استان قرار دارد .
در سال 1378 در اين شهرستان ، 189007 راس گوسفند و بره ، 131760 راس بز وبزغاله ، 25410 راس گاو بومي ، 378 راس گاو دورگ 57 راس گاو اصيل ، 457 راس گاوميش ، 6570 راس تك سميها وجود داشته است .
ميزان توليد گوشت قرمز اين شهرستان در سال 1378 ، 31/2165 تن مي باشد كه بيشتر توسط گوسفند و بره ، گاو بومي و بز و بزغاله توليد شده است . همچنين ميزان توليد شير خام در اين شهرستان 91/10572 تن مي باشد كه بيشتر توسط بز و بزغاله و گاو بومي و گوسفند و بره توليد شده است . اين شهرستان از لحاظ توليد گوشت قرمز و شير خام به ترتيب در رتبه هاي دهم و يازدهم استان قرار دارند .

شهرستانسردشتدرتوليدبز،بزغالهگوسفندوبرهدررتبههاي دهمو يازدهماستانميباشد
ـ امور شيلات و كرم ابريشم :
بر اساس آمار منتشر شده از سوي اداره شيلات استان در سال 1379 ، تعداد مزارع پرورش ماهي اين شهرستان 3 واحد مي باشد كه از اين ميزان و 2 واحد به توليد ماهيان سردآبي مي پردازد و 1 واحد استخر دو منظوره سردآبي مي باشد . كل مساحت فعال پرورش ماهيان سرد آبي ( قزل آلا ) 233/0 هكتار ميباشد كه از اين ميزان مزارع 1/75 تن ماهي سرد آبي برداشت شده است. اين شهرستان از لحاظ توليد ماهيان سرد آبي در رتبه دوم استان قرار دارد . و مساحت استخرهاي دو منظوره پرورش ماهيان سردآبي 0132/0 هكتار و توليد 2 تن مي باشد . منابع فعال طبيعي و نيمه طبيعي اين شهرستان براي پرورش ماهيان گرم آبي(كپور ، آمور ، فيتوفاگ و...) 1 واحد مي باشد كه و توليد آن در سال 1379 ، 60 تن بوده است . اين شهرستان از لحاظ دارا بودن منابع طبيعي و نيمه طبيعي براي پرورش ماهيان گرم آبي در رتبه پنجم استان و از لحاظ توليد اين نوع ماهي در اين منابع در رتبه پنجم استان قرار دارد . در اين شهرستان از منابع آبهاي طبيعي و نيمه طبيعي براي توليد ماهي استفاده نمي شود . همچنين در اين شهرستان كرم ابريشم پرورش داده نمي شود |
|
|
امکانات گردشگری
http://www.sardasht-ag.ir/emkanat1.asp |
نوشته شده توسط یاسری
|
لینک ثابت |
محوطه باستانی تخت سلیمان در آذربایجان غربی به مساحت ۷۴ کیلومتر مربع چهارمین اثر تاریخی است که سکوت ۲۴ ساله ایران را در عرصه بین المللی شکست و در سال ۱۳۸۲ در فهرست آثار میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید. این اثر تاریخی اکنون به یکی از جاذبههای گردشگری ایران تبدیل شده و هرساله گردشگران ایرانی و خارجی به اینجا می آیند. همچنین ازهنگامی که بخشهایی از این اثرجهانی مرمت شده و در فهرست آثار میراث جهانی به ثبت رسیده، دوباره اهمیت خود را میان زرتشیان به دست آورده است.
زرتشتیان ایرانی چند سالی که به طور دسته جمعی در کنار این دریاچه و در آتشکده آذرگشنسب برنامه اجرا میکنند. این مراسم ۲۲ شهریور هرسال برگزار می شود و به جشن شکرگذاری محصول مشهور است.
چگونه آتشکده آذرگشنسب تخت سلیمان شد
این محوطه تاریخی یادگاری از دوران ساسانی است. حمید معتمدی راهنمای گردشگران در محوطه تاریخی تخت سلیمان میگوید: آتشکده آذرگشنسب مهترین مکان مذهبی و سیاسی برای ساسانیان محسوب می شد و همان اهمیتی را که تخت جمشید برای هخامنشیان و کعبه برای مسلمانان دارد، برای آنها داشت. پس از جنبش مزدکیان، خسرو انوشیروان به عمران و آبادی این آتشکده همت گمارد و دین مزدی یسنا یا زرتشت را به عنوان دین رسمی کشور ایران (ایرنویج) اعلام کرد. به همین دلیل این مکان نماد اقتدار حکومت ساسانیان محسوب می شد. در زمان حمله رومیان به ایران در سال ۶۲۴ میلادی به وسیله هراکلیوس آتشکده آذرگشسب غارت و ویران شد. پس از حمله رومیها و در اواخر دوره ساسانیان با ورود اعراب به ایران سلسله ساسانیان منقرض شد. اعراب این مکان را به اشتباه مظهر کفر و آتش پرستی میدانستند.
این در حالی است که مزدی یسنا اولین دین رسمی موحد تاریخ بود. چند صد سال پس از ورود اسلام به ایران موبدان زرتشتی سعی داشتند که آتشکده آذرگشنسب را از تخریب دور نگه دارند، بنابراین باورهای مردمی را تقویت کردند و گفتند که اینجا آتشکده زرتشیان نیست بلکه تاج و تخت حضرت سلیمان است. رازآلود بودن دریاچه و عظمت بقایای بناهای دوره ساسانی این باور را تقویت کرد و باعث شد تا این محوطه تاریخی تخریب نشود. از سوی دیگر مردم محلی براساس افسانهها از پرسه زدن در اطراف دریاچه و بناهای اطراف آن دروی می کردند تا آنکه مبادا تبدیل به سنگ نشوند.
آتشکده آذرگشسب مجموعهاى است مشتمل بر یک سالن مرکزى مربع شکل که گنبد بزرگ آجرى آنرا پوشانده است. این نام در متون اوستایی، کتاب های تاریخ ایران قدیم و نوشته های مورخان یونانی، ارمنی و رومی بارها آمده است.
تخت سلیمان پایتخت ییلاقی ایلخانیان
راهنمای گردشگران سپس به بناهای ایلخانی محوطه تخت سلیمان اشاره می کند و میگوید: هفتصد سال پس از ورود اسلام به ایران، مغولان این سرزمین را عرصه تاخت و تاز قرار دادند. پس از آنکه نوادگان چنگیزخان حکومت ایلخانی را در ایران به وجود میآورند، آقا باباخان مغول تخت سلیمان را به عنوان پایتخت ییلاقی خود قرار داد و کاخها و عمارت های خود را در اینجا ساخت که اکنون نیز تالارشورا(تالارچهارستونه)، کاخ شکار، دوازده ضلعی و هشت ضلعی از بناهای شاخص دوره ایلخانی این محوطه است که بیشتر شبیه معماری شرق آسیاست. در زمان ایلخانیان دوباره این مکان اهمیت تاریخی خود را باز مییابد و تبدیل به یکی ازمهمترین مکانهای سیاسی دوره ایلخانی تبدیل میشود.
تخت سلیمان میراث جهانی شد
پس از ایلخانیان دوباره این مکان اهمیت خود را از دست می دهد و بیشتر عشایر و کوچ نشنیان از بقایای بناهای باقی مانده آن استفاده می کردند تا آنکه در دوره پهلوی موسسه باستانشناسی آلمان با وزارت فرهنگ ایران قراردادی برای مطالعه این محوطه تاریخی امضا کرد و به دنبال آن باستانشناسان سرشناسی همچون دکتر هرتسفلد، پروفسور رودلف نومان، رابرت کوبل برای مطالعه قدمت تاریخی تخت سلیمان به ایران میآیند.
یکی از کارهای شاخص آنها نصب داربست های آنهایی برای جلوگیری از تخریب و ریزش ایوان خسرو بود که این داربستهای آهنی تا امروز نیز باقی مانده است. با ظهور انقلاب سال ۵۷ کارهای تحقیقاتی و مطالعاتی در این مکان متوقف میشود و پس از آن جنگ هشت ساله ایران و عراق به وقوع می پیوندد و کارهای جزئی برای حفظ و نگه داری از این مکان صورت میگیرد. تا آنکه در سال ۱۳۷۲ تخت سلیمان به عنوان یکی از ده پروژه بزرگ میراث فرهنگی انتخاب میشود و کار مرمت و بازپیرایی بناهای محوطه تاریخی تخت سلیمان انجام میپذیرد.
نام آتشکده آذر گشنسب ۷۰ بار در شاهنامه فردوسی آمده است
پس و پیش گرد اندر آزادگان
همی رفت نوشیروان تا آذرآبادگان
چو چشمش برآمد بر آذرگشسپ
پیاده شد از دور و بگذاشت اسپ
نشستند چون باد هر دو بر اسپ
دمان تا در خان آذرگشسپ
بیک ماه در آذرآبادگان
ببودند شاهان و آزادگان
از آتش گسی کرد بانوگشسپ
ابا خواسته همچو آذرگشسپ
چو رستم بدیدش برانگیخت اسپ
بیامد بر او چو آذرگشسپ
سپهبد برآمد خروشان به اسپ
روان شد بکردار آذرگشسپ
یکی نیزه زد همچو آذرگشسپ
ز کوهه ببردش سوی یال اسپ
چو برساخت کار اندرآمد به اسپ
برآمد بکردار آذرگشسپ
وز آن پس نشستند گردان بر اسپ
براندند برسان آذرگشسپ
همچنین روند ثبت این مجموعه تاریخی در فهرست یونسکو از سال ۸۰ آغاز و در سال ۸۲ به نتیجه رسید. طی این مدت نمایندگانی از یونسکو و ایکوموس (شورای بینالمللی ابنیه و بافت های تاریخی) از این مجموعه بازدید کردند ومقرر شد مدارک تاریخی این اثر به پاریس ارسال شود، تا آنکه تخت سلیمان به همراه محوطه تاریخی آن به عنوان اولین اثر پس از انقلاب ایران در فهرست آثار میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید. ثبت تخت سلیمان به سکوت ۲۶ ساله ایران در سازمان یونسکو پایان داد. چه آنکه پیش از انقلاب ایران محوطه تاریخی تخت جمشید، چغازنیبل و نقش جهان در فهرست آثار جهانی به ثبت رسیده بود و اکنون ایران هفت اثر در فهرست آثار جهانی میراث فرهنگی دارد.
طی سال های اخیر کاوش های باستان شناسی در محوطه تاریخی تخت سلیمان اطلاعات تازه بسیاری را در اختیار کارشناسان قرار داده است. در آخرین کاوش های باستان شناسی دو محوطه مربوط به دوران پارینه سنگی شناسایی و مشخص شد. سامان حیدری پژوهشگر سازمان میراث فرهنگی که پژوهش هایی را در محوطه تخت سلیمان انجام داده میگوید: در جریان پژوهش های مربوط به دوران پارینه سنگی موفق به شناسایی دو محوطه باستانی شدیم که تخت سلیمان در وسط این دو محوطه قرار گرفته است. محوطه چال تپه، استقرارگاه موقت دوران پارینه سنگی میانی بوده و محوطه چخماق لی نیز با آثاری از کارگاه ابزارسازی در این محوطه شناسایی و کشف شد.
به گفته وی در چال تپه همه مراحل تولید مصنوعات سنگی شناسی شد که نشان می دهد مصنوعات سنگی در این محوطه تولید شده و مورد مصرف قرار می گرفته است. همچنین در محوطه چخماق لی، منابع سنگ و پراکندگی زیاد مصنوعات نشان می دهد که سنگ تخت سلیمان از این دو محوطه به دست می آمده است. این دو محوطه ۳ کیلومتر با یکدیگر فاصله داشته و هر کدام نیز به همین اندازه از تخت سلیمان فاصله گرفته اند. چال تپه در یک بخش فلاتی شکل و مشرف چشمه تخت سلیمان قرار دارد. به گفته حمید معتمدی کارشناس میراث فرهنگی هنوز بسیاری از مکان های مذهبی دوره ساسانی زیر خاک قرار دارند و کار مطالعاتی بر روی آنها ادامه دارد.
افسانه دیوهای تخت سلیمان
پس انقراض حکومت ایلخانی بیشتر عشایر به تخت سلیمان آمدوشد داشتند و از فضاهای مسقف اینجا در فصل تابستان استفاده میکردند اما پس از آنکه این مکان بر اثر گذشت سالهای متمادی مخروبه شد، مردم محلی نیز به اینجا رفت آمد نکردند. به گفته حمید معتمدی راهنمای گردشگران در محوطه تاریخی تخت سلیمان همین مسئله در رازآلود شدن و افسانه شدن این محوطه موثر بوده و افسانههای ساخته شده نیز در زمان صفویان تشدید شده است، مانند:
در اطراف محوطه تاریخی تخت سلیمان تخت سنگ بزرگی وجود دارد که شبیه یک حیوان غولپیکر است. تصور عامه مردم محل آن است که اژدها به فرمان سلیمان نبی سنگ شده است.
بر بالای یکی از کوههای اطراف تخت سلیمان تخته سنگ های کوچکی وجود دارد که یک گله گوسفند به همراه صاحبش تبدیل به سنگ شده است.
در ۳ کیلومتری غرب تخت سلیمان، کوه مخروطی میان تهی وجود دارد که هزاران سال پیش به وجود آمده است. اهالی محل این کوه را زندان سلیمان یا زندان دیو می خوانند .آنها معتقدند که حضرت سلیمان دیوهایی را که از فرمانش سرپیچی می کردند در این کوه زندانی می کرده است. براساس این افسانه روزی یکی از دیوها که قصد فرار از این زندان را داشت، با زبان مشغول لیسیدن زنجیر در پایش می شود تا زنجیر را نازک کند. هنگامی که زنجیر پاره می شد، دیو هنگام فرار، به جای آن که «یا الله» بگوید، «یا داوود» می گفت و زنجیر دوباره کلفت می شد.
در اطراف کوه زندان سلیمان چشمه های آبگرم بسیاری وجود دارد که اهالی محلی معتقدند که وقتی دیوها در داخل این کوهها ادرار میکنند، ادرار آنها به صورت آبگرم و بخار بیرون می آید.
دریاچه راز آلود
اهالی منطقه تخت سلیمان معتقدند که در کف این دریاچه شهری پر از طلا وجود دارد و حضرت سلیمان گنجهایش را آنجا پنهان کرده است. به گفته حمید معتمدی چند نفر نیز با باور این افسانه قصد داشتند به کف دریاچه بروند اما هیچ وقت بازنگشتند تاکنون چندین غواص باستاشناس نیز سعی کردهاند که تا به کف این دریاچه برسند اما به علت عمق بیش از ۷۵ متری دریاچه و ته نشین شدن رسوبات معدنی هنگامی که غواص پایین می رود، رسوبات کف بالا می آیند و فضا را تاریک میکنند در نتیجه به علت تاریک شدن امکان نفوذ به کف دریاچه ممکن است. دریاچه تخت سلیمان با جود زمستانهای سرد منطقه تکاب دمایش همواره ثابت است و در تابستان و زمستان ۲۱ درجه سانتیگراد است. از این دریاچه چندین نهرآب سرازیر میشود که به طور میانگین ثانیهای ۹۰لیترمی شود. آب این دریاچه از سفرههای آب زیر زمینی که در کف دریاچه وجود دارد تامین میشود.
چگونه به تخت سلیمان برویم
تورهای طبیعت گردی با هزینه بین ۷۰ تا ۸۰ هزارتومان شما را به تخت سلیمان می برند. اما اگر قصد دارید شخصا به این مکان تاریخی بروید فصل بهار تا اوائل پاییز بهترین زمان سفر است. تخت سلیمان در ۳۵ کیلومتری شهرستان تکاب و در ۱۵۰ کیلومتری شهر زنجان واقع شده است. راه منتهی به تخت سلیمان آسفالته است اما گردنه های مارپیچ آن را نباید از نظر دور داشت. بهتر است صبح زود به تخت سلمان بروید و قبل از غروب آفتاب، به زنجان و یا تکاب مراجعت کنید. اما اگر می خواهید چادر بزنید، بیرون محوطه تخت سلیمان امکانپذیر است. بارانی، بادگیر، ملحفه، لباسهای گرم، چراغ قوه از جمله وسال مورد نیاز در هنگام . اقامت کنار محوطه تاریخی تخت
اشارهای کوتاه به موقعیت طبیعی و تاریخی شهرستان تکاب
موقعیت طبیعی و تاریخی شهر تکاب را باید از زاویههای مختلفی مورد نظر قرار داد. این شهر در دوران پیش از اسلام بر سر بزرگراههای مهمی میان همدان، ارمنستان و آسیای صغیر قرار داشته است. تکاب محل وجود چشمه ها، قنات ها و همچنین شاخه مهم رود سارق می باشد. تکاب به معنای آب باریک وزیرزمینی است که این خود اشاره به آب کم و باریکی است که در آنجا جاری باشد. همزمان تکاب به صورت اسم مرکب به معنای دره و زیرزمینی است که در بعضی جاها آب را در درون خود فرو برده و در جاهای دیگر آنرا به بیرون فوران داده است. اینجا را شهر شیز، تیکان تپه و پیکان تپه هم گفته اند که ممکن است به علت وجود خارهای اطراف شهر باشد.
شهرستان تکاب دارای دهها اثر تاریخی مربوط به قبل و بعد از اسلام است. یکی از این آثارهای مهم تخت سلیمان می باشد که در 42 کیلومتری شمال شرقی تکاب واقع شده است. این بنای تاریخی مرکز آتشکده بزرگ ساسانیها به نام آذرگشسب،یکی از سه آتشکده بزرگ و معروف آن دوران بوده است که به صورت تپهای با 20 متر ارتفاع از سطح زمین و قاعدهای بیضی شکل مشهود می باشد. تخت سلیمان از نظر موجودیت آبهای معدنی نیز که در آن جاری است دارای اهمیت می باشد. این آب در طی هزاران سال در دل زمین می جوشیده و املاح خود را رسوب داده است. در وسط این تپه استخری نسبتا بزرگی قرار دارد. مقدار آبی که از طرفین آن سرازیر می گردد بیش از 40 لیتر در ثانیه می باشد. خرابه های متعددی بر روی این تپه باقی مانده است که برخی از مورخین آنها به دوران پیش از اسلام و برخی آنها را به دوران بعد از اسلام نسبت می دهند. شهر تاریخی شیز نیز در اینجا واقع بوده واحتمالاً به علت فعالیتهای آتشفشانی کوه زندان که در فاصله 5/1 کیلومتری تخت سلیمان فعلی قرار دارد، ویران شده و آثاری نیز از آن به جاپی مانده است. در دوره اسلام و مغول نیز توجه زیادی به آبادانی این ناحیه شده است و مورخانی چون طبر ابن الفقیه،ابن خردادبه،یاقوت حموی وحمدالله مستوفی در کتابهای خویش به این ناحیه اشاره کرده اند. غار باستانی کرفتو در جنوب
غربی تکاب و دژ ساروقورغان و دهها آثار دیگر در این منطقه به چشم می خورند.
شارهای کوتاه به موقعیت طبیعی و تاریخی شهرستان تکاب
موقعیت طبیعی و تاریخی شهر تکاب را باید از زاویههای مختلفی مورد نظر قرار داد. این شهر در دوران پیش از اسلام بر سر بزرگراههای مهمی میان همدان، ارمنستان و آسیای صغیر قرار داشته است. تکاب محل وجود چشمه ها، قنات ها و همچنین شاخه مهم رود سارق می باشد. تکاب به معنای آب باریک وزیرزمینی است که این خود اشاره به آب کم و باریکی است که در آنجا جاری باشد. همزمان تکاب به صورت اسم مرکب به معنای دره و زیرزمینی است که در بعضی جاها آب را در درون خود فرو برده و در جاهای دیگر آنرا به بیرون فوران داده است. اینجا را شهر شیز، تیکان تپه و پیکان تپه هم گفته اند که ممکن است به علت وجود خارهای اطراف شهر باشد.
شهرستان تکاب دارای دهها اثر تاریخی مربوط به قبل و بعد از اسلام است. یکی از این آثارهای مهم تخت سلیمان می باشد که در 42 کیلومتری شمال شرقی تکاب واقع شده است. این بنای تاریخی مرکز آتشکده بزرگ ساسانیها به نام آذرگشسب،یکی از سه آتشکده بزرگ و معروف آن دوران بوده است که به صورت تپهای با 20 متر ارتفاع از سطح زمین و قاعدهای بیضی شکل مشهود می باشد. تخت سلیمان از نظر موجودیت آبهای معدنی نیز که در آن جاری است دارای اهمیت می باشد. این آب در طی هزاران سال در دل زمین می جوشیده و املاح خود را رسوب داده است. در وسط این تپه استخری نسبتا بزرگی قرار دارد. مقدار آبی که از طرفین آن سرازیر می گردد بیش از 40 لیتر در ثانیه می باشد. خرابه های متعددی بر روی این تپه باقی مانده است که برخی از مورخین آنها به دوران پیش از اسلام و برخی آنها را به دوران بعد از اسلام نسبت می دهند. شهر تاریخی شیز نیز در اینجا واقع بوده واحتمالاً به علت فعالیتهای آتشفشانی کوه زندان که در فاصله 5/1 کیلومتری تخت سلیمان فعلی قرار دارد، ویران شده و آثاری نیز از آن به جاپی مانده است. در دوره اسلام و مغول نیز توجه زیادی به آبادانی این ناحیه شده است و مورخانی چون طبر ابن الفقیه،ابن خردادبه،یاقوت حموی وحمدالله مستوفی در کتابهای خویش به این ناحیه اشاره کرده اند. غار باستانی کرفتو در جنوب غربی تکاب و دژ ساروقورغان و دهها آثار دیگر در این منطقه به چشم می خورند.
چند سخن از وضعیت اداری، اقتصادی و جمعیتی شهر تکاب
در سالهای اخیر تعدادی زیادی از جمعیت روستاهای اطراف به شهر تکاب مهاجرت کرده اند. یکی از علل عمده مهاجرت که بدان اشاره می گردد همانا فقدان رفاه اولیه و همچنین بیکاری و کمبود تسهیلات می باشد. این شهرستان از نظر اداری به دو بخش مرکزی و تخت سلیمان تقسیم شده است. تکاب منطقه ای کشاورزی و دامپروری است که در حوالی آن گندم،جو و حبوبات عمدتا به صورت دیم کشت می شوند، این در حالیست که در اطراف شهر باغ و قلمستان نیز وجود دارد. با این وجود می توان ادعا کرد که کار اصلی مردم در این محدوده شهرستانی دامپروری و قالیبافی می باشد. از تولیدات این شهرستان می توان به فرش معروف افشار،جاجیم، گلیم و سجاده اشاره کرد. شایان ذکر است که نقشه افشار تکاب در هنر قالیبافی شهرت جهانی دارد. جا دارد که اشارهای نیز به وجود دو معادن طلای آقدره و زرهشوران داشته باشیم که در نوع خود جزو بزرگترین معادن در این می باشند. بر اساس آمار و ارقام بدست آمده در سال 1382 مساحت شهرستان تکاب 2523 کیلومتر مربع می باشد که 9100 خانوار را در خود اسکان می دهد. این شهرستان داراي 102 روستا و6 دهستان می باشد که در میان آنها 72 روستا دارای برق. 83 روستا دارای آب آشامیدنی و 85 روستا دارای راه قابل استفاده می باشند. لازم به توضیح است که از میان این روستاها 3 تای آن جزو روستاهای بهسازی شده می باشند. مساحت حوزه آبخيز اين شهر 184600 عنوان شده است.
روستای گردشگری تکاب _نصرت آباد
موقعيت و تاريخچه روستاي نصرت آباد تکاب از توابع بخش تخت سليمان شهرستان تکاب آذربایجان غربی، در 40 کيلومتري شهر تکاب قرار دارد.
اين روستا از شمال به روستاي گوله گوله، از شرق به مجموعه آثار باستاني تخت سليمان، از جنوب و غرب به ارتفاعات طويله کوه و روستاي احمد آباد عليا محدود ميشود. نصرت آباد تکاب 2150 متر از سطح دريا ارتفاع دارد. آب و هواي اين روستا در بهار و تابستان معتدل و مطبوع و در پاييز و زمستان سرد است.
روستاي نصرت آباد تکاب حدود 200 سال قدمت دارد. نام قبلي روستا تازه کند بوده، که امروزه اثري از آن باقي نمانده است. گويا پس از تخريب تازه کند، روستاي نصرت آباد تکاب در دامنه تپة کم ارتفاع فعلي شکل گرفته و ساختار امروزي يافته است.
مردم روستاي نصرت آباد تکاب، به زبانهاي آذري و کردي سخن ميگويند. دين مردم اين روستا اسلام با مذاهب تشيع و تسنن است.
الگوي معيشت و سکونت براساس نتايج سرشماري سال 1375، روستاي نصرت آباد تکاب 828 نفر جمعيت داشته است که در سال 1385 به 1000 نفر رسيده است.
درآمد مردم اين روستا، از طريق فعاليتهاي زراعي و دامداري تأمين ميشود. اقليم، خاک مناسب و جريان رودخانههاي متعدد موجبات شکلگيري زراعت آبي و باغهاي ميوه از جمله باغهاي سيب را فراهم نمودهاند.
گندم، جو و نخود عمدهترين محصولات زراعي روستا را تشکيل ميدهند. دامداري نيز به شيوه سنتي رواج دارد و فرآوردههاي ضمن مصرف خانوار به بازار عرضه ميشود. توليد صنايع دستي از قبيل گليم و فرش در ميان زنان روستا رواج دارد.
نصرت آباد تکاب روستايي کوهپايهاي - درهاي با بافت مسکوني متمرکز است که در شيبي نسبتاً تند استقرار يافته است. بعضي از واحدهاي مسکوني روستا به صورت پلکاني شکل گرفتهاند. جهت خانهها جنوبي است تا از نور خورشيد حداکثر بهرهگيري صورت پذيرد. خانهها غالباً يک طبقه و شامل اتاق نشيمن، اتاق مهماني، اتاق کرسي، تنورخانه، انبار، آغل، حياط و سروي بهداشتي است.
از ديگر مشخصههاي خانههاي روستا، وجود ايوان در منازل دو طبقه است. اغلب اين خانهها ستونهاي چوبي دارند. مصالح بناهاي مسکوني عمدتاً سنگ و گل و چوب است. لايههاي ضخيم کاهگل پوشش اصلي ديوارهاي روستا است. بافت جديد روستا براساس اصول معماري جديد و مصالح مقاوم سيمان و آهن ساخته ميشود.
جاذبههاي گردشگرياستقرار روستا در منطقهاي کوهستاني و سرسبز، همراه با بارندگيهاي فراوان، جريان رودخانه متعدد، درختان متنوع با مناظر زيباي باغهاي سيب، شرايطي را فراهم آورده است که هر بينندهاي را به سوي خود جلب ميکند.
چشمههاي متعدد آب گرم و سرد در اطراف مجموعه تاريخي تخت سليمان از ديگر جاذبههاي طبيعي پيرامون روستا است..
روستا يک مسجد قديمي وي ک مسجد جديد دارد. مسجد قديمي در بافت قديمي روستا واقع شده و مسجد اصلي روستاييان محسوب ميشود. مراسم ديني و عزاداريهاي خصوصي در هر دو مسجد برگزار ميشود.

با وجود گرايشان دوگانه مذهبي و قومي، پيرامون هر دو مذهب با احترام به اعتقادات يکديگر، مراسم ديني، ملي و مناسک خود را برگزار ميکنند.
در عروسيهاي هر قوم، موسيقي و آوازهاي محلي کردي و آذري اجرا ميشود.
تنوع پوشاک مردم روستا علاوه بر تأثير از اقليم سرد، از تنوع قومي نيز متأثر است. مردم کُرد از لباسهاي محلي استفاده ميکنند، ولي آذريها، لباسهاي معمول در شهرها را بر تن ميکنند. برخي از زنان آذري نيز از پوشاک ويژه محلي استفاده ميکنند.
از عمدهترين محصولات صنايع دستي نصرت آباد تکاب ميتوان به قاليبافي، گليم بافي و توليد سنتي انواع زيرانداز اشاره کرد. دار قالي و گليم در اتاق کرسي نصب ميشود و زنان روستا در زمستان و پاييز به بافت اين نوع محصولات صنايع دستي اقدام ميکنند.
دسترسي: اين روستا از طريق جاده ارتباطي تکاب - تازه کَند و همچنين زنجان - دندي - تازهکَند قابل دسترسي است و جادهاي آسفالت دارد
نوشته شده توسط یاسری
|
لینک ثابت |
شهرستان تَکاب، یکی از شهرستانهای
استان آذربایجان غربی است که در جنوب شرقی این استان واقع شدهاست. مرکز این شهرستان شهر
تکاب است.
شهرستان تکاب از غرب به شهرستان شاهیندژ، از شمال غربی به شهرستان هشترود، از شمال شرقی به استان زنجان، از جنوب و جنوب غربی به شهرستان سقز و از طرف جنوب شرقی به شهرستان بیجار محدود است و با سه استان زنجان ، آذربایجان شرقی و کردستان مرز مشترک دارد . وسعت آن ۵٬۸۸۰٬۰۰۰ متر مربع میباشد و مختصات آن به این شرح میباشد: طول ۴۷ درجه و ۷ دقیقه ، عرض ۳۶ درجه و ۸ دقیقه و ۳۰ ثانیه ، ارتفاع از سطح دریاهای آزاد ۱۸۴۰ متر و اختلاف ساعت با تهران ۱۷ دقیقه (یعنی ساعت ۸ تکاب ، ساعت ۸ و ۱۷ دقیقه تهران است).
فاصله تکاب با تهران ۵۴۰ کیلومتر میباشد. تکاب دارای ۱۰۲ آبادی و یک بخش به نام تخت سلیمان است مهمترین رودخانه دائمی که در تکاب جاری است ساروق نام دارد که قسمتی از آب آشامیدنی شهر را نیز تأمین میکند.
جمعیت این شهرستان طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ برابر با ۸۱٬۳۹۵ نفر بودهاست که از این تعداد ۴۰٬۱۶۱ نفر آنان مرد و ۴۱٬۲۳۴ نفر آنان زن بودهاند. [۱].
تقسیمات کشوری
تقسیمات کشوری این شهرستان، بنابرآنچه در نتایج آمارگیری سرشماری سال ۱۳۸۵ کل کشور آمدهاست، بر حسب بخش، شهر، دهستان و روستا به شرح زیر است: [۱].
بخشها
شهرها
دهستانها
دهستانهای بخش مرکزی
دهستانهای بخش تخت سلیمان
دین و زبان وفرهنگ
دین مردم شهرستان تکاب اسلام و پیرو مذهب شیعه و سنی و در بعضی از نواحی عدهای از پیروان اهل حق[نیازمند منبع] هم زندگی میکنند . در گذشته نه چندان دور، جمعیتی از یهودیها (در منطقه به موسایی شهرت دارند) هم در شهر سکونت داشتند که همگی در ده چهل به شهرهای دیگر و اسرائیل مهاجرت کردند[نیازمند منبع]. پیروان همه مذاهب بطور مختلط و با حسن سلوک با هم زندگی میکنند و تا کنون هیچگونه اختلافی بین آنها مشاهده نشده و ازدواج شیعه و سنی نیز مطابق قوانین شرعی مرسوم است.
زبان و گویش
زبان ترکی رایج در شهر تکاب افشار با کمی تفاوت در لهجه همان ترکی آذربایجانی است. ولی در این زبان تلفظ حروف به طور صحیح و کامل و کتابی ادا میشود بر خلاف مردم سایر نقاط و شهرهای آذربایجان که حرف (ق)، (ر)، (ل)، (گ) در زبان آنها به تفاوت تغییر میکنند. البته در اثر مهاجرت های اخیر به خصوص در دوران جنگ جمعیتی با زبان کردی نیز وارد شهرستان شده اند که قسمت سنی نشین این شهرستان و برخی از بخشهای تحت پوشش این شهر که به مذهب سنی هستند عمدتا زبانشان
کردی محلی میباشد.
بیشتر در آمد مردم این شهر از کشاورزی و دامپروری است و کمتر واحد صنعتی در شهر تکاب به چشم میخورد. بزرگترین معدن طلای خاورمیانه با ذخیره ۸۰ تن طلای خالص در روستاهای آغدره و زرهشوران تکاب قرار دارد. از صنایع دستی این شهر میتوان به فرش افشار اشاره کرد که شهرت جهانی دارد و به فرش آهنین معروف است و خانوادههای بسیاری از بافت این فرشهای دستباف امرار معاش میکنند. در زمانی که بازار فرش دستباف رونق خوبی دااشت بیش از ۱۸ هزار نفر به طور مستقیم به کار فرش بافی اشتغال داشتند [نیازمند منبع]. فرش دستباف افشار تکاب به نوعی سوغات این شهر هم محسوب میشود.
وضعیت سیاسی
تکاب نماینده مستقلی در مجلس شورای اسلامی ندارد و نمایندگان این شهر به طور مشترک با شهرهای میاندوآب و شاهیندژ انتخاب میشود.
سرشناسان
از سرشناسان بنام شهر می توان به افراد زیر اشاره کرد:
- سید ایوب انصار ( روحانی ، وفات ۸۵۰ هجری قمری )
- میرزا محمد حسین نجات ( روحانی ادیب و شاعر)
- حجت الاسلام آقاشیخ محمد باقر احسانی ( روحانی مبارز)
- سید کاظم رشتی ملقب به نجیب الاشراف ( ادیب و عالم)
- شهریار صدیق افشار ( دانشمند و فیزیکدان برجسته )
- حسن انوری (محقق و ادیب بنام )
- میرزا عبدالحسین خان صدیق افشار ( خوشنویس)
- اباصلت صادقی (خوشنویس)
- حسین معصومی اغولبیک (شاعر)
- میرزا حبیب افشار (شاعر)
- میرزا عباسعلی خان افشار ( شاعر )
- طاهر توکلی افشار (شاعر) علی امینی (خوشنویس)
- فتحعلی تحسینی(ادیب)
- حسینعلی قادری ( شاعر )
- یدالله مدنی ( شاعر )
- اسماعیل فرج اللهی ( شاعر )
- عبدالعلی قدمی ( شاعر )
- یدالله صبوری ( شاعر )
- علی آقا اسلامی ( شاعر )
- سید ابوالحسن هاشمی ( شاعر )
- پروفسور ذبیح الله قاسملوی
- افبال افلاکی کوهنورد صعود کننده به قلل ۸۰۰۰ متری و دبیر فدراسیون
مناطق گردشگری
از مناطق دیدنی و گردشی این شهر میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- تخت سلیمان و آتشکده آذرگشسپ که به عنوان چهارمین اثر باستانی ایران در فهرست جهانی آثار فرهنگی یونسکو ثبت شده است. این محوطه باستانی با قدمت ۳۵۰۰ ساله جزو ده اثر بزرگ ملی در دست بازسازی می باشد.
- کوه زندان سلیمان : کوهی استوانه ای شکل تو خالی که در زبان مردم محلی زندان سلیمان نامیده می شود
- آبگرم تخت سلیمان : با چشمه های آب گرم که برای درمان بیماریهای روماتیسمی بسیار مفید است
- چمن متحرک چملی : جزیره ای متحرک در داخل آب دریاچه چملی واقع در روستای بدرلو تکاب که از مناطق بسیار زیبا ولی در عین حال گمنام و ناشناخته می باشد
- قلعه بلقیس که بر روی کوه مرتفع بلقیس قرار دارد (ارتفاع ۳۳۳۵)
- مسجد جامع تکاب با قدمت بیش از صد سال با معماری زیبا ثبت شده در آثار لیست آثار ملی
- بنای ساختمانی معروف به قلعه که در داخل شهر قرار دارد و به یکی از اربابان قدیم شهر تعلق داشته است.
- بقعه ایوب انصاری
- قلعه ساری قورخان
- همچنین غار کرفتو که متعلق به شهر سقز است فاصله نزدیکی با شهر تکاب دارد.
- آبگرم و آبشار قینرجه در روستایی به همین نام واقع در جاده تخت سلیمان.
- چهار ستون تاریخی معروف به چهار طاق(کلیسای چهار طاقی) در روستای چهارطاق.
- زندان تخت سلیمان
- زندان برنجه
- زندان نبی کندی
- کوه چهل چشمه (وجود آثار تاریخی کشف نشده در آن)
- غار جدید الکشف در ۳۵ کیلومتری تکاب
- غار کرفتو
ازآثار باستانی و دیدنیهای شهرستان تکاب مسجد جامع تاریخی روستای اغولبیک که در ۵ کیلومتری شهرستان تکاب واقع گشته ، که ۷سال زودتر از مسجدجامع تکاب بنا شده و همچنین یخچال طبیعی بی نظیر قدیمی که قدمت آن به بیش از یک قرن می رسد می توان اشاره نمود.و آثار تاریخی زیادی که متاسفانه با بی توجهی مسئولین ازبین رفته و یا نیز در حال از بین رفتن است که از جمله آن می توان به حمام قدیمی که در روبروی مسجد جامع بنا شده بود و قلعه اربابی بزرگ و بی نظیر و کوره خانه قدیمی و ... می توان اشاره نمود. آب سرد معدنی روستای اغولبیک که در دربند واقع گشته خواص درمانی بسیار مفید دارد و سالانه مردم زیادی از روستا های اطراف و شهرستان تکاب به آنجا می آیند. نور تپه که یکی از آثار قدیمی و تاریخی روستای اغولبیک که هم زیارتگاه و هم کوره آجر پزی ، که آجر مسجد جامع اغولبیک در آنجا تولید می شده است و یکی از آثار ثبت شده میراث فرهنگی می باشد
نوشته شده توسط یاسری
|
لینک ثابت |
شهرستان شاهیندژ٬ یکی از ۱۴ شهرستان استان آذربایجان غربی است که در قسمت جنوب شرقی
استان آذربایجان غربی قرار دارد مرکز این شهرستان، شهری کوهستانی
شاهیندژ است که از شمال به
شهرستان مراغه و
شهرستان هشترود واز شمال شرق به
شهرستان چاراویماق(
قره آغاج)، از
استان آذربایجان شرقی و از جنوب به
شهرستان سقز از
استان کردستان از جنوب غرب به
شهرستان بوکان از شمال غرب به
شهرستان میاندوآب، از شرق به
شهرستان تکاب٬ محدود میگردد.
آخرین آمار قبل از تبدیل به شهرستان، در روزگاران گذشته بخش شاهین دژ یکی از بخشهای شهرستان مراغه بود و در فاصله مستقیم ۸۵ کیلو متری جنوب شرق مراغه و در ۶۰ کیلومتری جنوب غربی شهر قره آغاج قرار گرفته بود و از شمال به دهستان آجرلو و دهستان چهاردولی از جنوب به شهرستان سقز از شرق به دهستان احمد آباد و دهستان تکاب از غرب به بخش بوکان محدود میگشت. بخش شاهین دژ از دو دهستان به نام دهستان حومه و دهستان گوی آقاج و ۸۱ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل و تعداد کل جمعیت با روستا ۱۸٬۴۴۰ و روستاهای مهم آن، هاچه سو٬ هولاسو٬ قوزلو٬ محمودآباد و غیره بود. پس از برقراری حکومت مشروطه در ایران طبق قانون مخصوصی که در سال ۱۲۸۵ شمسی (۱۳۲۵ قمری) به نام قانون تشکیل ایالات و ولایات به تصویب مجلس شورا رسید، و آذربایجان یکی از ۴ ایالت کشور محسوب شد. در سال ۱۳۱۶ شمسی کشور ایران مرکب از ۱۰ استان بود و ایالت آذربایجان به دو استان غربی و شرقی تقسیم شد. و شهرستان شاهین دژ از این تاریخ جزو استان آذربایجان غربی شد.
شاهیندژ سرزمینی است که گروهای اجتماعی متنوع با آداب و رسوم و عقاید متفاوتی در آن سکنی گزیدهاند از قبایل چادرنشین، عشایر، و روستائیان حافظ سنتها و عادات دیرین گرفته تا شهر نشینان و اقلیتهای مذهبی و نژادی مانند (زرتشتیان، ارامنه، کرد و ترک) هر یک فرهنگ مخصوص به خود را دارند. از کل جمعیت شهرستان ۸۹٫۹۹ درصد را مسلمانان و بقیه یعنی ۰٫۰۳ درصد زرتشتی و ۰٫۰۸ درصد را سایر ادیان (کلیمی، مسیحی و...) تشکیل میدهد.
در سال ۱۳۷۵ مساحت اراضی کشاورزی شهرستان شاهیندژ ۹۸۰۱۴ هکتار بودهاست. گندم (۴۶۵۰۵ تن)، جو (۲۲۹ تن)، علوفه(۷۵۵۶۲ تن)، و چغندر قند (۱۲۸۲۶ تن) از مهمترین محصولات کشاورزی و زراعی شهرستان محسوب میشود. فعالیت دامداری و دامپروری در این شهرستان رونق خاصی داشته به طوریکه ۱۱ درصد از واحدهای دامی استان ۸٫۹ درصد تولید شیر ۸٫۱۰ درصد تولید گوشت قرمز، ۷٫۴ درصد تولید گوشت سفید و ۱٫۷ درصد تولید پشم استان از ناحیه این شهرستان تامین میگردد.
در سال ۱۳۸۱ وسعت شهرستان شاهیندژ در حدود ۲۸۳۹ کیلومتر مربع بوده و در حدود ۶٫۷ درصد از کل مساحت استان را به خود اختصاص داده بود. جمعیت شهرستان شاهیندژ در طبق سرشماری سال ۱۳۸۱ حدود ۱۰۴٬۸۱۴ نفر برآورد گردیدهاست که معادل ۷٫۳ درصد جمعیت استان میباشد. ۶، ۳۱ درصد جمعیت شهرنشین و ۴٫۶۸ درصد در مناطق روستایی ساکن میباشند در این سرشماری این شهرستان شامل یک نقطه شهری، دو بخش، هفت دهستان و ۲۰۹ آبادی با سکنه و ۲۰ آبادی خالی از سکنه بود.
این شهرستان در سال ۱۳۸۵ بیش از ۲۰۰ هزار نفر جمعیت دارد[۱]، اما طبق آنچه سایت وابسته به حکومت نظام جمهوری اسلامی ایران، با نام «مرکز ملی آمار ایران» اعلام کردهاست، جمعیت این شهرستان طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ برابر با ۸۹٬۳۵۶ نفر بودهاست که از این تعداد ۴۳۹۱۳ نفر آنان مرد و ۴۵۴۴۳ نفر آنان زن بودهاند. با اینکه در این آمار دو دهستان آجرلوی غربی ۲۴ روستا و آجرلوی شرقی ۲۷ روستا و ۶ روستای دهستان کشاورز٬ که در مجموع ۵۷ روستا از بخش کشاورز شهرستان شاهین دژ جدا شده و به شهرستان میاندوآب پیوستهاست. شهرستان شاهیندژ اکنون شامل سه نقطه شهری، دو بخش، پنج دهستان است و مساحت این شهرستان برابر ۲۱۴۴ کیلو متر مربع و ۱۷۵ روستا که ۱۳ تای آن خالی از سکنهاست. [۱] [۲].
تقسیمات کشوری
تقسیمات کشوری این شهرستان، بنابرآنچه در نتایج آمارگیری سرشماری سال ۱۳۸۵ کل کشور آمدهاست، بر حسب بخش، شهر، دهستان و روستا به شرح زیر است: [۱]
بخشها
شهرها
دهستانها
دهستانهای بخش مرکزی
دهستانهای بخش کشاورز
تاریخ شاهین دژ
صائین قلعه از ترکیب دو کلمه صائین و قلعه میباشد. صائین معرب کلمه شاهین (عقاب) میباشد در لغت به معنای نگهبان و نگهدارنده، (صایین در زبان ترکی به معنای پاک و منزه و بزرگ میباشد.) و قلعه نیز به معنی دژ یا دز است. و این نام گذاری به این دلیل بودهاست که قبل از اسلام بسیاری از بزرگان دین زرتشت برای زیارت و نیایش به آتشکده آذرگشسب واقع در تخت سلیمان میرفتند، پس از طی مسافتی طولانی برای خستگی راه دنبال استراحتگاهی خنک و مناسب بودند، که به زیارتگاه (آتشکده) نیز نزدیک باشد. از این رو در محل کنونی شاهین دژ یعنی در ۳۰ کیلومتری غرب آتشکده بنایی ساختند که به مرور زمان تبدیل به شهر شد. و شاهین را نماد نگهبان برای قلعه (دژ) قراردادند. همچنین در شمال شهرستان صخرههایی مرتفع مشهور به هلانه دال (لانه عقاب) معروفند وجود دارد.
شاهین دژ بیان گر مفهوم قلعه عقاب میباشد و تا زمان ساسانیان این منطقه به این نام مزین بودهاست. ولی پس از ظهور دین مقدس اسلام و حمله اعراب نام آن به صائین قلعه تغییر یافت. نام این شهر در رژیم شاهنشاهی پهلوی که تازه تشکیل شده بود به صائین دژ تغییر پیدا کرد و این نام به دشت کوچکی که شهر درآن قرار دارد محدود شده بود در حالی که در تاریخ این نام برای منطقه شمال تکاب و جنوب هشترود و قره اغاج و شهرستان شاهین دژ را شامل میشد. نام رسمی این شهر بعد از پیروزی انقلاب اسلامی همان شاهین دژ شهرت ساسانی خود را بازیافت. در گویش محلی به آن صایَن قلاع و شاهَن دژ و شاهان دژ گفته میشود.
آثار باستانی
۱- تنها بنای باقی مانده از ادوار گذشته پلی به ابعاد ۱۰×۹۰ که از دوران مغول بر روی رودخانه زرینهرود در روستای قیزکرپی حدود ۷ کیلومتری جنوب شاهین دژ میباشد.
۲ - تپههای که در زمان مغول برای مقابله با حمله دشمنان احداث گردید. هنوز به عنوان نماد هویت تاریخی این شهر میباشند پا برجاست.(سه تپه داخل شهر شاهین دژ٬ که هر سه دست ساز زمان مغول هستند)
۳ - دخمه بیبی کند (روستای بی بی کند): این دخمه تاریخی که قدمت چندین هزار ساله دارد، در بالای کوهی قرار گرفتهاست دارای دو اتاق همچنین سوراخهایی میباشد که بهعنوان پنجره از آن استفاده میشدهاست. ستونهای کنده شده از سنگ در قسمت جلوی دخمه میباشد که با ظرافت خاصی کندهکاری شده و به آن شکل داده شدهاست. با توجه به طبیعت زیبای اطراف دخمه از مناطق دیدنی شهرستان شاهیندژ بشمار میآید. ولی بعلت مسافت زیاد و شوسه و مالرو بدون مسیر عده کمی از این بنای تاریخی قدیمی دیدن میکنند
۴ - حمام قدیمی قپان شاهیندژ راسته قپان (خیابان شهید باکری): این حمام قدیمی که قدمتش به دوره قاجاریه برمیگردد در خیابان شهید باکری راسته قپان قرار گرفتهاست دارای یک درب کوچک بوده و فقط ستونها و قسمت کوچکی از حمام باقیماندهاست. سقف و سایر قسمتها ویران شدهاست ولی میتوان با مرمت کامل اثر این حمام قدیمی را احیاء کرد
علت نام گذاری رودخانه زرینهرود به جغتو (جغاتو):
خواندمیر در حبیبالسیر به جنگ بین آرپاخان و خواجه غیاث الدین محمد، اشاره کرده و چنین مینویسد: در حوالی جغتا هر دو شبکه به هم رسیده، دست به تیغ و خنجر بردند و خواجه از آرپاخان شکست خورده، پا به فرار نهاد و هلاکوخان مغول قریه حسینآباد را که در چند کیلومتری جنوب میاندوآب میباشد، به پایتخت تابستانی انتخاب و زرینه رود را به افتخار پسر چنگیزخان جغتای (جغتو) نامگذاری کردند.
مردم و زبان
زبان گفتاری غالب در منطقه زبان ترکی آذربایجانی است. ترکیب جمعیت این شهرستان در روستاهای تابعه به این شکل است که غیر در مناطق کردنشین از جمله چهاردولی، زعفرانلویی، موصلانی، شریبانی، آجرلویی و هشترودی مردم علاوه بر ترکی به گویشهای محلی خود نیز صحبت میکنند.[۳]
زبانهای رایج در نقاط گوناگون شهرستان شامل ترکی(آذری)٬ لکی(شمالی) و کردی (کرمانجی و سورانی) میباشد. گویشها را اکثریت طوایف زاخورانی (زعفرانلو)، چهاردولی (چاردولی، چرداولی)تشکیل میدهند اقلیتهای دیگز شاقی (شُقاقی، شِکاکی)، موصولانی (موصلانلو٬ جلالیها)، هشترودی (هشترویی٬ قره داغلی)٬ شاهسون (شاهسوان٬ شایسوان) قیچلی ها(به معنی پادارها) قرچیها (یا قورچی به معنی ترکشدارها) و غیره تشکیل میدهند. این طوایف در گذشته ایل افشار٬ ایل چهاردولی و ایل شاهسون را تشکیل میدادند. اکنون هم ایل زعفرانلو و ایل سادات به زندگی عشایری ادامه میدهند. این شهرستان برای اینکه دارای منطقه مناسب برای زندگی عشایری است در گذشته مورد توجه بودهاست چون شرق این شهرستان ییلاق و غرب شهرستان قشلاق است خود شهر شاهیندژ در منطقه قشلاق و در دشتی به همین نام قرار دارد که تابستان نسبتاً گرمی تا دیگر شهرهای استان دارد. مردم در غرب شهرستان به علت قرار گیری در کنار زرینه رود و دیگر رودها و دشتهای مناسب به شغل کشاورزی مشغولند.
صنایع دستی شاهین دژ
شاهین دژ یا صائین دژ از قدیمی ترین و پرسابقه ترین شهرهای استان آذربایجان غربی است در این شهرستان و روستاهای اطراف آن در حدود ۱۰۰۰ خانوار و در هر خانوار حدود ۵ نفر به فعالیت در تولید صنایع دستی مشغولند علاوه بر این تعدادی کارگاه فرشبافی نیز در این شهرستان وجود دارد. عمده تولیدات شامل فرش٬ گلیم٬ جاجیم٬ و دست بافتهای پشمی است. در گذشته سفالگری نیز در منطقه رایج بوده که امروزه منسوخ شدهاست.
فرش بافی
قدمت فرشبافی نسبت به سابقه تاریخی این شهر بسیار محدود است. شاهین دژ شهری است تاریخی و مهاجر پذیر مهاجران اکثراً از ۲ تیره کرد و ترک میباشند که هر یک فرهنگ و صنایع دستی خاص خود را به همراه آوردهاند. مهاجران ترک زبان که بیشتر جزو عشایری میباشند تغییر شیوه معیشت داده و از کوچ نشینی به یکجا نشینی متمایل گشتهاند اما همچنان به تولید دست بافتهای سنتی خود با هویت تاریخی فرهنگی خاصشان مشغولند. فرشهای تولید شده توسط این اقوام دارای طرح شکسته هندسی یا نیمه شکسته میباشد. رج شمار پایین (۳۵-۱۵) از مشخصات این نوع فرشهاست. مصالح مورد استفاده در بافت آنها اغلب به نوعی است که بصورت بومی و منطقهای قابل تهیه و دسترسی است. پرز این قالیها اکثراً پشمی و پودها پنبهای و جنس تار چله نیز بیشتر پشمی و گاهی پنبهای میباشد. صنعت نخ ریسی به صورت دقیق نیز در کنار فرش و برای جوابگویی به تولیدات فرش این منطقه وجود دارد. ابعاد این فرشها اکثراً کناره (فرشهای طویل کم عرض) به طول ۵٫۱ تا ۶ متر و عرض ۵٫۰ تا ۵٫۱ متر بوده و گاهی در ابعاد قالیچه یا ۳×۲ نیز بافته میشوند. این فرشها اغلب سینه باف بوده و نقشههای ۳ ترنج- ۵ ترنج٬ لچک ترنج٬ گلدانی و افشان٬ به رنگهای زمینه لاکی٬ سرمه ای٬ و رنگهای شاد و درخشان در این فرشها متداول است نوع گره بکار رفته نیز اغلب متداول است که توسط قلاب یا دست به همراه چاقوی بافت زده میشود. اما مهاجرین کرد زبان دارای تولیدات متنوع تری هستند. فرشهای تولید شده توسط آنها ریز بافت تر و دارای طرحهای گردان و نیمه شکسته میباشند. رج شمار این فرشها بین ۲۵ تا ۶۰ متنوع بوده و گاهی در بین آنها فرشهای تمام ابریشم با رج شمار ۷۰ نیز مشاهده میگردد. ابعاد این فرشها مختلف و بر اساس سفارش بازار متغیر است. نقشههای مورد استفاده یا مانند سایر نقشههای کردی٬ افشان٬ لچک٬ ترنج٬ ترنج دار٬ افشار٬ نقوش حیواندار٬ هراتی (ماهی در هم) شکسته و گردان و یا مانند نقشه فرشهای ریز بافت مثل تبریز٬ اصفهان و حتی قالیچههای تمام ابریشم و با نقشه شبیه به هم اما بسیار محدود میباشد. جنس مصالح این قالیها در پرز اغلب پشم و گاهی ابریشم٬ در تار پنبه و ابریشم و در پود پنبهاست. نوع گره استفاده شده هم گره متقارن (ترکی) و گاهی نامتقارن (فارسی) است رنگ زمینه این فرشها سرمهای٬ لاکی٬ پوست پیازی٬ کرم٬ بژ٬ نارنجی٬ قهوهای سبز و... میباشد.
گلیم بافی و جاجیم بافی
در شاهین دژ گلیمهای تمام پشمی یا گاهی پشم و پنبهای توسط روستائیان و عشایر اسکان یافته بافته میشود. در این منطقه انواع گلیمهای کردی و افشار و گلیمهای محلی مخصوص اقوام ترک زبان تولید میگردد که بیشتر به رنگهای مخلوطی از قرمز٬ پشم خود رنگ٬ کرم سیاه و گاهی سبز و آبی میباشد. تولید جاجیم نیز مثل اکثر نقاط ایران در این شهرستان متداول است. جاجیم که بافتهای ۲ رویهاست دارای طرحها و رنگ بندی راه راه و هندسی است که توسط ماشین بافندگی دستی و زمینی بافته شده و فاقد پرز میباشد. مصارف مختلف جاجیم شامل روانداز٬ زیرانداز٬ رختخواب پیچ٬ روکرسی و غیرهاست بافت گلیم و جاجیم در منطقه صنعتی خانگی محسوب میشود و توسط زنان روستایی صورت میگیرد.
دست بافتههای پشمی
در این منطقه نیز مثل سایر شهرهای سردسیر استان بافت انواع محصولات پشمی بهوسیله ۲ تا ۵ میل و بدست زنان شهر و روستا رواج دارد. انواع جورابها٬ دستکش٬ کلاه٬ شال گردن٬ شال کمر٬ زانو بند٬ ساق بند و حتی گاهی شلوار و جلیقه پشمی در طرحها و رنگهای زیبا (معمولاً سفید٬ قهوهای و قرمز) بافته شده و جزو البسه پوشاک سنتی مردم این ناحیه در فصل سرد زمستان است.
سایر صنایع دستی
در گذشته ساخت وسایل سفالی و سبد و حصیربافی در این منطقه رایج بوده که امروزه تقریباً منسوخ شدهاست اما صنایع چوبی اخیراً در این شهرستان رایج شده و سهمی از تولیدات صنایع دستی منظم را بخود اختصاص میدهد ساخت و طراحی پایه مبل٬ صندلی٬ منبت کاری روی دسته مبل و صندلی و گاهی مجسمه سازی و نازک کاری چوب نیز در این شهرستان مشاهده میشود.
امکانات ورزشی و تفریحی
با استناد به آمارنامه سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان در سال ۱۳۷۹ شهرستان شاهیندژ دارای امکانات ورزشی زیر میباشد:
۱ میدان فوتبال چمن (۵ درصد از میادین فوتبال چمن کل استان)، ۱ میدان فوتبال خاکی (۵۵٫۵ درصد از میادین فوتبال خاکی استان)، ۱ زمین والیبال و بسکتبال سرپوشیده (۵٫۲ درصد از کل زمینهای والیبال و بسکتبال سرپوشیده استان)و فاقد زمین والیبال و بسکتبال روباز و زمین تنیس روباز و سرپوشیده میباشد و در مورد سایر رشتههای ورزشی شامل (بدمینتون، شطرنج، ژیمناستیک، تنیس روی میز و...) دارای ۲ واحد زمین روباز (۳۳٫۸ درصد از کل استان) و ۴ زمین سرپوشیده (۹۳٫۴ درصد از کل استان) است.
در سطح شهرستان شاهیندژ ۷ پارک وجود دارد. جمع مساحت پارکهای این شهرستان تا آخر سال ۱۳۸۰، ۶۴۰۰۰ مترمربع میباشد که سرانه فضاهای سبز برای شهرستان شاهیندژ توسط سازمان ۱۳٫۲ مترمربع ذکر شدهاست
جاذبههای طبیعی
جاذبههای طبیعی این شهرستان عبارتاند از: رودخانه زرینه رود (آق تپه)، دره هولاسو، دره قیزکرپی، دره قره قیه (قه ره قایه)، کوه قلای کچان (جنوب غربی)، کوه قره داش (ضلع شرقی شهر)، دره آغاجاری (جاده تکاب)، دره زینالو، کوه پیر محمد ، دره گهراو (جاده تکاب)، دشت شاهیندژ
صنايع دستي شاهين دژ
شاهين دژ يا صائين دژ از قديمي ترين و پرسابقه ترين شهرهاي استان آذربايجان غربي است در اين شهرستان و روستاهاي اطراف آن در حدود 1000 خانوار و در هر خانوار حدود 5 نفر به فعاليت در توليد صنايع دستي مشغولند علاوه بر اين تعدادي كارگاه فرشب افي نيز در اين شهرستان وجود دارد. عمده توليدات شامل فرش- گليم- جاجيم- و دست بافتهاي پشمي است.
در گذشته سفالگري نيز در منطقه رايج بوده كه امروزه منسوخ شده است.
فرش بافي
قدمت فرشبافي نسبت به سابقه تاريخي اين شهر بسيار محدود است. شاهين دژ شهري است تاريخي و مهاجر پذير مهاجران اكثراً از 2 تيره كرد و ترك مي باشند كه هر يك فرهنگ و صنايع دستي خاص خود را به همراه آورده اند.
مهاجران ترك زبان كه بيشتر جزو عشايري مي باشند تغيير شيوه معيشت داده و از كوچ نشيني به يكجا نشيني متمايل گشته اند اما همچنان به توليد دست بافتهاي سنتي خود با هويت تاريخي فرهنگي خاصشان مشغولند. فرشهاي توليد شده توسط اين اقوام داراي طرح شكسته هندسي يا نيمه شكسته مي باشد. رج شمار پايين (35-15) از مشخصات اين نوع فرشهاست. مصالح مورد استفاده در بافت آنها اغلب به نوعي است كه بصورت بومي و منطقه اي قابل تهيه و دسترسي است. پرز اين قالي ها اكثراً پشمي و پودها پنبه اي و جنس تار چله نيز بيشتر پشمي و گاهي پنبه اي مي باشد. صنعت نخ ريسي به صورت دقيق نيز در كنار فرش و براي جوابگويي به توليدات فرش اين منطقه وجود دارد. ابعاد اين فرشها اكثراً كناره (فرشهاي طويل كم عرض) به طول 5/1 تا 6 متر و عرض 5/0 تا 5/1 متر بوده و گاهي در ابعاد قاليچه يا 3×2 نيز بافته مي شوند.
اين فرشها اغلب سينه باف بوده و نقشه هاي 3 ترنج- 5 ترنج- لچك ترنج- گلداني و افشان – به رنگهاي زمينه لاكي- سرمه اي- و رنگهاي شاد و درخشان در اين فرشها متداول است نوع گره بكار رفته نيز اغلب متداول است كه توسط قلاب يا دست به همراه چاقوي بافت زده مي شود.
اما مهاجرين كرد زبان داراي توليدات متنوع تري هستند. فرش هاي توليد شده توسط آنها ريز بافت تر و داراي طرح هاي گردان و نيمه شكسته مي باشند.
رج شمار اين فرش ها بين 25 تا 60 متنوع بوده و گاهي در بين آنها فرش هاي تمام ابريشم با رج شمار 70 نيز مشاهده مي گردد. ابعاد اين فرش ها مختلف و بر اساس سفارش بازار متغير است. نقشه هاي مورد استفاده يا مانند ساير نقشه هاي كردي – افشان - لچك- ترنج- ترنج دار- افشار- نقوش حيواندار- هراتي (ماهي در هم) شكسته و گردان و يا مانند نقشه فرشهاي ريز بافت مثل تبريز- اصفهان و حتي قاليچه هاي تمام ابريشم و با نقشه شبيه به هم اما بسيار محدود مي باشد.
جنس مصالح اين قالي ها در پرز اغلب پشم و گاهي ابريشم- در تار پنبه و ابريشم و در پود پنبه است. نوع گره استفاده شده هم گره متقارن (تركي) و گاهي نامتقارن (فارسي) است رنگ زمينه اين فرشها سرمه اي – لاكي- پوست پيازي- كرم- بژ- نارنجي- قهوه اي سبز و... مي باشد.

گليم بافي و جاجيم بافي
در شاهين دژ گليم هاي تمام پشمي يا گاهي پشم و پنبه اي توسط روستائيان و عشاير اسكان يافته بافته مي شود. در اين منطقه انواع گليم هاي كردي و افشار و گليم هاي محلي مخصوص اقوام ترك زبان توليد مي گردد كه بيشتر به رنگهاي مخلوطي از قرمز- پشم خود رنگ – كرم سياه و گاهي سبز و آبي مي باشد. توليد جاجيم نيز مثل اكثر نقاط ايران در اين شهرستان متداول است. جاجيم كه بافته اي 2 رويه است داراي طرحها و رنگ بندي راه راه و هندسي است كه توسط ماشين بافندگي دستي و زميني بافته شده و فاقد پرز مي باشد. مصارف مختلف جاجيم شامل روانداز- زيرانداز- رختخواب پيچ- روكرسي و غيره است بافت گليم و جاجيم در منطقه صنعتي خانگي محسوب مي شود و توسط زنان روستايي صورت مي گيرد.

دست بافته هاي پشمي
در اين منطقه نيز مثل ساير شهرهاي سردسير استان بافت انواع محصولات پشمي بوسيله 2 تا 5 ميل و بدست زنان شهر و روستا رواج دارد. انواع جورابها- دستكش- كلاه- شال گردن- شال كمر- زانو بند- ساق بند و حتي گاهي شلوار و جليقه پشمي در طرحها و رنگهاي زيبا (معمولاً سفيد- قهوه اي و قرمز) بافته شده و جزو البسه پوشاك سنتي مردم اين ناحيه در فصل سرد زمستان است.
ساير صنايع دستي
در گذشته ساخت وسايل سفالي و سبد و حصيربافي در اين منطقه رايج بوده كه امروزه تقريباً منسوخ شده است اما صنايع چوبي اخيراً در اين شهرستان رايج شده و سهمي از توليدات صنايع دستي منظم را بخود اختصاص مي دهد ساخت و طراحي پايه مبل- صندلي- منبت كاري روي دسته مبل و صندلي و گاهي مجسمه سازي و نازك كاري چوب نيز در اين شهرستان مشاهده مي شود.

موقعیت جغرافیایی
شاهین دژ یکی از شهرهای جنوب استان آذربایجان غربی است که در 60 کیلومتری جنوب شرق میاندوآب در 46 درجه و 31 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ و در 46 درجه و 40 دقیقه عرض شمالی از خط استوا در کناره شرقی زرینه رود (جغاتو ( با ارتفاع 1360 متر از سطح دریا و مساحتی بالغ بر 2144 کیلومتر مربع قرار دارد . این شهرستان از طرف شمال ملکان ( از آذربایجان شرقی) و میاندوآب از جنوب به تکاب آخرین شهرستان استان و از شرق به روستاهای تابعه مراغه و قره آغاج و هشترود و از مغرب به بوکان محدود می شود .
شاهین دژ تا سال 1340 جزو شهرستان مراغه محسوب می شد . که طبق تصویب نامه شماره 12/27370 در تاریخ 1339/10/8 جزو شهرستان میاندوآب گردید و در سال 1369 بر اساس مصوبات تقسیمات کشوری مستقل گشته و به عنوان شهرستان محسوب گردید.
óóóóóó
آب و هوا
با توجه به اینکه شاهین دژ در منطقه شمال و غرب فلات ایران واقع شده لذا از آب و هوای کوهستانی و معتدلی برخوردار است . که به لحاظ محصور بودن در میان کوهها - زمستانهای پر برف و تابستان های نسبتا گرمی را داراست . فصول چهارگانه طبیعت به صورت منطقه و مشخص در چهره آن پدیدار است .
این شهر دارای چندین رودخانه فصلی و دائمی است که از جمله می توان به رود خانه همیشه خروشان زرینه رود و رودهای فصلی هولاسو - هاچه سو خلج - رود قوره خرمده - محمود آباد - ساروق - آجرلو اشاره نمود شاهین دژ به دلیل داشتن پوشش گیاهی مناسب یکی از مناطق مهم ییلاقی است و از مهمترین مناطق ییلاقی آن می توان به آغ داش - لیلی بلاغی - قزل یورد - محمود خان و غیره را نام برد . همانگونه که ذکر شد زرینه رود ( جغاتو ) از رودهای دائمی واقع در این شهر است . این رود از کوههای چهل چشمه کردستان سرچشمه گرفته از جنوب شاهین دژ ومیاندوآب می گذرد . بزرگترین رودی است که به دریاچه ارومیه میریزد طوا آن 24 کیلومتر است و هنگام رسیدن به دریاچه دلتایی تشکیل می دهد که پهنای آن به بیش از 10 کیلومتر بالغ می گردد.
óóóóóó
وجه تسمیه :
شاهین دژ یا ( صائین دژ) در حاشیه شرقی رودخانه زرینه رود واقع شده است . این شهر در دوران پهلوی قبل از انقلاب اسلامی شاهین دژ نامیده می شد . بعد از آن به صائین دژ تغییر نام داده و در حال حاضر با نام شاهین دژ مطرح می باشد. این شهر در منطقه ییلاقی و کشاورزی و در دره حاصل خیز زرینه رود ( جغاتو ) واقع شده است .
در زمان ساسانیان عده زیادی از مردم جهت نیایش و زیارت به آتشکده آذرگشسب در 30 کیلومتری شهر فعلی صائین دژ می رفته اند که بسیاری از آنها بزرگان و سلاطین ساسانی بوده اند . ولی قبل از رسیدن به آتشکده در 30 کیلومتری آن قلعه ای جهت استراحت بنا نهاده و آن را صائین دژ گذاشته بودند . البته لازم به ذکر است که تلاشی برای اثبات یا تکذیب وجود این قلعه تاکنون صورت نپذیرفته است . در مورد نام صائین دژ دو روایت به شرح ذیل روایت شده است .
الف ) صائین در لغت به معنای نگهبان و نگهدارنده و (دژ) به معنای قلعه است بعد از ظهور اسلام صائین دژ به صائین قلعه تغییر نام داده است .
ب) (صائین ) معرب شاهین (عقاب ) است . یعنی صائین دژ مترادف با قلعه عقاب .
óóóóóó
تقسیمات کشوری :
این شهر شامل دو بخش مرکزی و کشاورز ، 5 مرکز دهستان و بالغ بر 153 روستای کوچک و بزرگ می باشد .
بخش مرکزی آن مساحتی برابر با 1477 کیلومتر با مرکزیت شاهین دژ که دارای 3 دهستان به نام های محمود آباد - هولاسو و صفاخانه و 90 روستامی باشد.
بخش کشاورز مساحتی برابر 667 کیلومتر مربع به مرکزیت کشاورز با 2 دهستان به نام های چهاردولی و کشاورز با 63 روستا می باشد.
( طبق آمار نامه آذربایجان غربی 1380 )
óóóóóó
ترکیب جمعیتی :
ترکیب جمعیت این شهرستان در روستاهای تابعه به این شکل است که غیر از مناطق کرد نشین ، از اقوام و تیره های مختلف محلی هر یک علاوه بر تکلم به زبان ترکی لهجه ها و گویش های محلی خود صحبت می کنند . تشکیل شده است . از جمله این موارد چهاردولی ، زعفرانلویی ، موصلانی ، شریبانی ، آجرلویی و هشترودی را می توان نام برد . ( آرشیو فرمانداری ) .
شایان ذکر است که زبان اصلی ساکنین آذری بوده که اغلب جمعبت شهرستان را تشکیل می دهد و مردمان این شهر دارای مذهب شیعه و سنی می باشند . با توجه به توضیحات پیرامون اقوام ساکن در منطقه چنین استنباط می شود که ساختار اصلی فرهنگی منطقه را خرده فرهنگ های ایلات و عشایر و اقوام ساکن در بر گرفته و تکلم به زبان آذری و مشارکت در مراسم و آیین تدفین و مناسبات و اعیاد سبب وحدت فرهنگی و جمعیتی منطقه مورد مطالعه گردیده است.
óóóóóó
آثار باستانی و مناطق گردشگری:
آثار و نقوش کنده متلعق به هزاره هشتم قبل از میلاد در روستای عقربلو در 10 کیلومتری غرب شاهین دژ که از منحصرترین آثار و نقوش کنده صخره ای به شمار می رود.
معماری صخره ای بی بی کند :

که در 15 کیلومتری غرب شاهین دژ در مجاورت روستایی به همین نام با حدود 13 اتاق کنده شده در دل صخره با مناظر زیبای طبیعیکه می ت.واند به جذب گردشگر تا حد قابل توجهی کمک نماید.
óóóóóó
معماری صخره ای سماقان :
در 15 کیلومتری غرب شاهین دژ با 17 اتاق کنده شده در دل کوه با یک تراس بسیار جالب با دید منظره قابل توجه در بالای کوه در مجاورت روستایی به همین نام از آثار جال توجه این منطقه است که متعلق به هزاره اوا قبل از میلاد می باشد.
óóóóóó
غار طبیعی - تاریخی جوشاطو :

در 20 کیلومتری شرق شاهین دژ در مجاورت روستایی به همین نام که لازم است شناسایی و شناسانده شود . علاوه بر دارا بودن دید منظره فوق العاده و چشم انداز بر بالای آن حصاری به شکل برج و بارو از هزاره اول قبل از میلاد که ارتفاع آن بیش از 3 متر و طولی در حدود 50 متر ( بطور تقریبی ) با برجهای نیم دایره ای شکل وجود دارد که جنبه تدافعی داشته است .

óóóóóó
آبشار زیبای اوزان :
این آبشار در مجاورت روستایی به همین نام قرار گرفته در فاصله 30 کیلومتری شرق شاهین دژ واقع شده است . در صورت توجه نمودن می تواند همچون آبشار شلماس سروشت گردشگر را مجذوب خود نماید.
óóóóóó
منطقه گچی قلعه سی :
یکی از مناطق مهم طبیعی - تاریخی گچی قلعه سی است که علاوه بر تاریخی بودن آن در دوره ساسانیان و قبل از آن محل سکونت مردم بوده است و از لحاظ طبیعی به دلیل داشتن صخره های دیواری شکل برای صخره نوردان می تواند جالب توجه باشد .
óóóóóó
حمام قریمی در خیابان قپان:

حمام قریمی متلعق به دوره قاجاریه و اثر ثبتی است که می تواند پس از مرمت و بازسارزی به موزه مردم شناسی تبدیل شود.

óóóóóó
نمای آجری :

نمای آجری منحصر به فرد از لحاظ شیوه ساخت و طرح های آجرکاری متعلق به عمارت دوره قاجاریه در وسط شهر .
óóóóóó
یخچال طبیعی :
یخچال طبیعی متعلق به همان دوره و در مجاورت آنکه باید از تخریب آن پیشگیری به عمل آمده و نگهداری شود .
óóóóóó
نوشته شده توسط یاسری
|
لینک ثابت |
شهرستان بوکان یکی از شهرستانهای
کردنشین استان
آذربایجان غربی ایران است. شهرستان بوکان در منطقه تقریباً کوهستانی و معتدل قرار گرفته که از جهت شمال به
شهرستان میاندوآب و از جنوب به
شهرستان سقز و از شرق به
شهرستان شاهیندژ و از غرب با
شهرستان مهاباد همسایهاست. مرکز این شهرستان شهر
بوکان است. جمعیت این شهرستان طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ برابر با ۲۰۲٬۶۳۷ نفر بودهاست که از این تعداد ۱۰۱٬۴۳۳ نفر آنان
مرد و ۱۰۱۲۰۴ نفر آنان
زن بودهاند.
[۱].
پیشینه
این شهرستان در حدود 3000 سال قبل تحت نام ایزیرتو پایتخت تمدن ماننایی بودهاست. آثار این تمدن بسیار هنرمند قابل توجه بوده و نمونههایی از آثار به تاراج رفته اش در موزههای جهان از قبیل موزه توکیو و موزه ارومیه دیده میشود. این تمدن در مناطق کردنشین شمالغربی ایران سکنی داشتهاند. وجه بارز هنر ماننایی ظرافت و زیبایی وصف ناپذیر آن است که در تمدنهای معاصر آنها کم نظیر است.هنر معروف آنها ساخت آجرهای لعابدار بودهاست. آجرهای با طرحهای رنگین که طرح آنها پس از گذشت حدود 3000 سال تقریبا" سالم باقی ماندهاند. نمونه بسیار زیبایی از این آجرها در موزه شرق کهن توکیو یافت میشود.
نام شهر
شهر بوکان در سال
۱۳۳۰ خورشیدی.
روایات زیادی در مورد ریشه نام این شهر وجود دارد از مشهورترین آنها این است که در قدیم مردم این شهر در هنگام مراسم عروسی به چشمه آب بزرگ و مشهور این شهر که کردها آن را «حهوزه گهوره» (Hewze Gewre) به معنی «آبگیر بزرگ» مینامند، (و این چشمه به صورت چشمهای جوشان است که آب آن از سفرههای زیرزمینی تأمین میشود؛) میآمدند و از آنجا که به کردی واژه «بوک»، به معنی عروس است این منطقه را که بعدها به شهر تبدیل شد «بوکان» (جمع بوک = عروسها) نامیدند.
اما این نظریه تنها در صورتی درست است که ما این اسم را با لهجه فارسی تلفظ کنیم یعنی «بوکان Bookan»، این در حالی است که ساکنین این شهر و اکثر مردم کردزبان آن را بصورت «بوکان Bokan» ادا مینمایند.
در نظریهای دیگر، گفته میشود که به هنگام حمله سپاه مغول به این مناطق، یکی از فرماندهان سپاه چنگیز، نام خود (بوکان) را بر روی این روستای کوچک (در آن زمان) نهاد. گفته میشود کوهی در مغولستان به نام بوکان وجود دارد که از همین فرمانده چشمه میگیرد.
نظریه دیگر در مورد وجه تسمیه شهر چنین است: شهر بوکان به دور چشمه بزرگ حهوزه گهوره شکل گرفتهاست و به چنین چشمههایی در زبان کُردی «کانی Kani» گفته میشود. همچنین واژه «بو Bo» در زبان کردی کاربردهای مختلفی دارد که اغلب در شکل ترکیبی به کار برده میشود؛ مانند بو کوی؟(کجا؟)
اما چگونگی ترکیب این کلمات و شکل گیری واژه بوکان بر اساس این نظریه چنین است: در زمانهای قدیم هنگامیکه زنان قصد شستن وسایل خانه را داشتند آنها را با خود برداشته و به سمت رود یا چشمهای در نزدیکی محل اقامتشان بوده میبردند و در آنجا کارشان را انجام میدادند. به همین ترتیب اهالی ساکن اطراف بوکان، جهت شستن و نظافت ظروف و وسایل خود به طرف این کانی یا حوض میرفتند و هنگامی که کسی سراغ نفری را که جهت انجام این امور به «کانی» رفته بود، میگرفت، نزدیکان وی در پاسخ میگفتند: «او به کانی رفتهاست» و به زبان کردی «چوه بوکانی» یعنی به «چشمه» رفتهاست. بدین ترتیب واژه «بوکانی» به افرادی گفته میشد که رفت و آمد زیادی را به «کانی» مزبور انجام میدادند و سپس کم کم در آنجا ساکن شدند.
امروز حوض گوره (حهوزه گهوره)، در مرکز شهر واقع است و با آب گوارا و بی پایان خود آب نیمی از شهر را تأمین میکند. و نزد اهالی شهر از نوعی دلبستگی و جایگاه خاصی برخوردار است.شهر بوکان در کردستان ایران بعد از کرمانشاه وسنندج سومین شهر بزرگ کردنشین در ایران میباشد.
محلات
| محلهها و معابر اصلی شهر بوکان |
| میدان فرمانداری، سهراه سنگینی، کوچههای مام صاحبی، بیمارستان سابق، خیابان مولوی شرقی، مسجد نبی، کلتپه، شهرک فرهنگیان، عشایر، کوی محمدیه، کوی فرهنگیان، جاده حصار، خیابان ورزش، کمربندی، ساحلی، ابوذر، باغ قاضی، دادگاه، قله، کلهرآباد، نساجی، علیآباد، اسلامآباد، امیرآباد و سیدشکره |
تاریخچه شهر
اماکن دیدنی
- غار روستای قلعهچی نزدیک بوکان
- غار کولآباد میان بوکان و میاندوآب
- غار مکری قران در روستای خراسانه
- غار کونهکوتر در روستای ینگیجه بوکان
- غار کونهکوتر در روستای سهولان
- ایوان سنگی روستای آغجیوان
- قلعه سنگی روستای سماقان فرهادتراش دارای نه اتاق سنگی
- جلگه سردرآباد
- حوض گوره چشمه بزرگ آب و استخر دیدنی بوکان
- مسجد جامع حمامیان
- اطاقهای سنگی روستای بیبیکند
- پارک ساحلی بوکان
- پارک کوی محمدیه (معروف به پارک حسن زیرک)
نامداران بوکان
http://www.iau-boukan.ac.ir/
دانشگاه آزاد واحد بوکان
شهرستان بوکان دارای حدود ۱۸۶ روستا است.
فهرست برخی روستاهای شهرستان بوکان:
- اسکیبغداد
- باغچه
- بردزرد
- اورته کند
- پاشبلاغ
- تیکانتپه
- ثمبه
- جمبوغه
- جوانمرد
- چهاردیوار
- چورکانی
- حاجی آبادتاتاهوو
- حصاربلاغ
- حمامیان
- حمزهآباد
- داشبند
- درویشان
- دولتآباد
- رحیمخان
- رحیممامه
- زیراندول
- ساریقامیش
- سرباغچه
- سلامت
- سیدآباد
- شهریکند
- شیخلر
- قالیو
- قرهداغ
- قرهقاج
- قرهکند
- قرهگویز
- قروچا
- قزلگنبد
- قورهبراز
- كانيش قاقان
- کاولان
- كهريزان
- کهریزه
- کوسه
- کوکه
- گامیشان
- گلتپه
- گلولان
- گندمان
- گوکجلی
- لاسه گلان
- محمودآباد (روستا)
- میرآباد
- ناچیت
- نوبهار
- هرمیله
- یکشوه
- [[اینگیجه]
- اربنوس
- اشكوتان
نوشته شده توسط یاسری
|
لینک ثابت |
بوکان
چهارشنبه 4 دی1387 22:24
شهر بوكان مركز شهرستان بوكان استان آذربايجان غربي با پهنه اي حدود 8 كيلومتر مربع در جنوب استان در مسير راه مياندوآب ـ سقز در 36 درجه و 31 دقيقه عرض شمالي و 46 درجه و 12 دقيقه طول خاوري نسبت به نصف النهار گرينويچ قرار دارد و ارتفاع آن از سطح درياي آزاد 1370 متر مي باشد . درباره نام أين شهر نيز هماند ديگر شهرها نظرات زيادي وجود دارد . بعضي ها بر أين باورند كه « بو » به معني سرزمين و « كان » به معني معدن است و بوكان به معني سرزمين معدن است . اما باور غالب درباره نام أين شهر أين است كه واژه بوكان از دو كلمه « بوك » به معني عروس و « آن » علامت جمع تشكيل شده و بوكان در معناي « عروسان » معني مي دهد . زيرا أين شهر به دليل دارا بودن آب و هواي مطبوع و باغهاي زيبا ، سرسبز و خرم ، همانند عروسي زيبا ، به آرايش طبيعت آراسته بوده است و همچنين بخاطر داشتن جايگاه چهارراهي ، بيشتر روستائيان پيرامون آن ، هنگام عروسي كه عروسشان را از يك آبادي به آبادي ديگر مي برده اند از ميان بوكان مي گذشتند و در پيرامون استخر آب آن به رقص و پايكوبي ميپرداختهاند . اين شهرستان از شمال به حومه شهرستان مياندوآب از شرق به شاهيندژ از جنوب به سقز كردستان و از سمت غرب به مهاباد متصل شده است . آب و هواي بوكان در زمستان سرد و پر برف و در تابستان نسبتاً گرم است . اراضي بوكان به علت وجود رودخانه سيمينه رود كه از شمال به جنوب در امتداد جاده شوسه ، بوكان به مياندوآب در جريان است حاصل خيز مي باشد .
مسجد حماميان :
در نزديكي شهر بوكان در كنار روستاي حماميان مسجد قديمي و نسبتاً سالم حماميان و بقاياي مدرسه قديمي حماميان و وضوخانه كه هم اكنون قسمتي از كلاسهاي آن سالم مانده ، قرار گرفته است . اين مسجد قبل از جنگ جهاني دوم در سال 1328 هجري بنا شده است و موسس آن مرحوم « محمود آقا ايلخاني زاده » و معمار آن شادروان « معمارباشي مراغه اي » بوده است . بناي مسجد بابلان مربع شكل و بصورت تك گنبدي با مصالح سنگ لاشه اي در پي و آجر چهارگوش در بدنه و گنبد پوششي بصورت دو لايه با ظرافت خاصي بنا گرديده و بعد از احداث بناي مسجد واحدهايي تحت عنوان مدرسه متصل به بناي مسجد ساخته شده است .

نماي مسجد حماميان
در مسجد حماميان واحدهايي تحت عنوان مدرسه متصل به اين بنا ساخته شده
ويژگيهاي جغرافيايي تاريخي و سياسي ، اداري شهرستان بوكان :
ويژگيهاي جغرافيايي تاريخي شهرستان بوكان :
بوكان از دو كلمه (بوك) به معني عروس و (آن) كه علامت جمع است تشكيل گرديده و معني عروسان يا عروسها را ميدهد.گويا بوكان در مسير چند راه قرارداشته و اغلب روستائيان هنگام عروسي كه عروسشان را از يك ناحيه به ناحيه ديگر ميبردهاند، از اين روستا عبور ميدادند و در پيرامون استخر آب آن به رقص و پايكوبي ميپرداختهاند به بوكان معروف گرديده است . در مورد بوكان به نظر نويسندگان و نقل روايتكنندگان اختلافنظر هست چون بوكان تاريخ مدوني نداشته است اما توجه قدمت تاريخي آن كه كشفيات هيئت باستانشناسي در سال 1350 نشان داده و با توجه به مطالعات آنها در اين مورد كه اعلام شده منطقه بوكان از قديم پادگان اشكانيان و ساسانيان بوده و آثار باستاني زيادي بدست آمده است كه مؤيد نظريه آنها ميباشد .

حدود شهرستان بوكان در استان آذربايجان غربي
ويژگيهاي سياسيو اداري شهرستان بوكان :
شهرستان بوكان در 226كيلومتري جنوب شرقي مركز استان آذربايجانغربي و در جنوب شهرستان مياندوآب قرار گرفته است. حدود جنوبي آن قسمتي از مرز مشترك با استان كردستان بشمار ميرود و حدود شرقي آن شهرستان شاهيندژ و حدود غربي آن را شهرستان مهاباد تشكيل ميدهد.
شهرستان بوكان داراي 2 بخش به نامهاي مركزي و سيمينه است و 7 دهستان دارد.
بخش مركزي دهستانهاي آختاچي ، ايل تيمور ، ايل گورك و بهي فيض اله بيگي و بخش سيمينه دهستانهاي آختاچي شرقي ـ آختاچي محلي و بهي دهبكري را شامل ميشود.
تقسيمات شهرستان بوكان به تفكيك بخش و دهستان در سال 1379
|
نام مركز |
تعداد روستاها |
مساحت
( كيلومترمربع) |
بخش / دهستان |
|
خالي از سكنه |
داراي سكنه |
جمع |
|
بوكان |
3 |
179 |
182 |
306/2541 |
كل شهرستان |
|
قره موسالو |
3 |
77 |
80 |
181/1093 |
سيمينه |
|
داشبند |
- |
22 |
22 |
650/257 |
آختاچيشرقي |
|
قره موسالو |
1 |
33 |
34 |
852/418 |
آختاچيمحالي |
|
جوانمرد |
2 |
22 |
24 |
679/416 |
بهي دهبكري |
|
بوكان |
- |
102 |
102 |
125/1448 |
مركزي |
|
قره كند |
- |
25 |
25 |
089/268 |
آختاچي |
|
نوبار |
- |
28 |
28 |
527/323 |
ايل تيمور |
|
گلولان سفلي |
- |
23 |
23 |
884/434 |
ايل گورك |
|
يكشوه |
- |
26 |
26 |
625/421 |
بهي فيض اله بيگي |
ويژگيهاي جغرافياي طبيعي شهرستان بوكان
ـ موقعيت، حدود و وسعت شهرستان بوكان :
شهرستان بوكان با وسعت 306/2541كيلومترمربع، حدود 50/6درصد از سطح استان را به خود اختصاص
ميدهد. اين شهرستان در ارتفاعي حدود 1000 تا بيش از 2000 متر از سطح دريا بوده و شيب متوسط وزني آن 8 درصد محاسبه گرديده است. از سطح شهرستان 31/30درصد اراضي كوهستاني،73/29درصد تپهها و 96/39درصد بقيه را اراضي دشتي، سيلابي و ... تشكيل ميدهند. از نظر مختصات جغرافيايي در 36 درجه و 32 دقيقه عرض شمالي و 46 درجه و 13 دقيقه طول شرقي واقع گرديده است.

نقشة بررسي وضعيت توپوگرافي شهرستان بوكان
ـ كوههاي شهرستان بوكان :
شهرستان بوكان تپهماهوري بوده در غرب و جنوبغربي آن ارتفاعات جوانمرد با ارتفاع 2098متر وكوهنيسان با ارتفاع2410متر و تپه ماهورهاي سهكانيان و كانيسنجد با ارتفاع1300متر و كوه داغداران با ارتفاع1300متر در غرب رودخانه سيمينهرود و ارتفاعات كانيسيب با ارتفاع2050متر در حد فاصل سردشت و شهرستان بوكان از ارتفاعات مهم منطقه هستند.

نمايي از كوهستانهاي شهرستان بوكان
ـ دشت هاي شهرستان بوكان :
در شهرستان بوكان دشت بوكان و دشت حاجيآباد واقع شده است كه در مورد اين دشتها توضيحاتي را ارائه مينماييم.

نقشة پراكنش دشتهاي جنوب استان
ـ دشت بوكان :
اين دشت33500هكتار وسعت داشته و در جنوب استان آذربايجانغربي و جنوب درياچه اروميه واقع شده است و داراي 49پارچهآبادي است. از عمدهترين محدوديتهاي اراضي قابل كشت آبي جنس خاك و توپوگرافي است.كل سطح زيركشت دشت بوكان درسال1370بالغ بر21903هكتار بوده كه 8573هكتار آن آبي و13330هكتار نيز ديم است. محصولات عمده زراعي در كشت آبي گندم، يونجه (به همراه اسپرس و شبدر) و جو و در كشت ديم گندم و جو ميباشد. آب مصرفي دشت عمدتاً از منابع سطحي تأمين ميگردد و رژيم اصلي آب سطحي اين دشت نيز سيمينهرود ميباشد كه از شاخههاي متعددي تشكيل يافته و در جهت كلي جنوب به شمال در دشت بوكان جريان دارد.

نمايي از دشت بوكان
ـ دشت حاجيآباد :
اين دشت با مساحتي معادل13800هكتار در شمال دشت بوكان واقع گرديده است. عمدهترين محدوديت اراضي قابل آبياري در اين دشت عوامل كيفي خاك، توپوگرافي و ماندابي ميباشد. سيمينهرود پس از عبور از دشت بوكان وارد دشت حاجيآباد ميشود و در جهت جنوب با شمال به جريان خود ادامه ميدهد و در محل ساريقميش از آن خارج مي شود.
مسجد جامع بوكان :
مسجد جامع بوكان در بخش مركزي و قديمي شهر و در كنار تپه قديمي ، مشهور به تپه قلعه سردار و در ضلع شرقي سرآب كه از كوه فعل شكينه سرچشمه مي گيرد قرار گرفته است . اين اثر با طول و عرض 25*30 متر داراي شانزده گنبد كه بر روي نه ستون قرار گرفته احداث شده است . كه 6 عدد از اين ستونها از سنگهاي آهكي تراشدار مربوط به بناي اوليه اثر مي باشد ولي چهار گنبد آجري و سه عدد از ستون ها با تيرآهن و روكش سيماني در گسترش بعدي مسجد در سال 1345 ساخته شده اند . تاريخ تاسيس مسجد جامع 1310 هجري است و معمار اين بنا مرحوم « علي اصفهاني » از معماران ماهر و چيره دست آن زمان بوده است . اين بنا در حال حاضر به عنوان محل برگزاري نماز جمعه بوكان مورد استفاده اهالي شهر قرار مي گيرد .

مسجد جامع بوكان قبل از جنگ جهاني دوم در سال 1328 هجري بنا شده
مقبره سردار بوكان :
اين بنا در شهر بوكان در داخل پارك عمومي قرار گرفته است و مربوط به دوره قاجاريه مي باشد . زيربناي مقبره در سطح 198 مترمربع بوده است و داراي يك گنبد مركزي ، ايوان و دو دهليز در طرفين مي باشد . مصالح بكار رفته در بنا در قسمت پي از سنگ لاشه بصورت تفليسي و ديوارها و گنبد و طلقها از آجر چهارگوش مي باشد ، در ضلع جنوبي كه ورودي بنا را تشكيل مي دهد ، ايواني با 2 ستون سنگي قرار گرفته است كه زيبايي خاص به مجموعه داده است ، مقبره مذكور مدفن خانواده سردار « عزيز خان مكري » داماد اميركبير و فرمانده كل قشون ناصرالدين شاه قاجار مي باشد كه مورد توجه اميركبير بوده است .
بناي مذكور با معماري سنتي يكي از آثار قديمي ارزشمند بوكان مي باشد كه به علت احترام خاص مردم به اين مكان معمولاً مورد بازديد اهالي بوكان قرار مي گيرد .

نماي بيروني مقبرة سردار بوكان
تپه عباس آباد ( قلعه ):
قلعه تاريخي عباس آباد در بررسي باستان شناسي كه در سال 1367 ( هجري شمسي ) بر محور تپه تاريخي قالاچي در بوكان به انجام رسيد ، در مجاورت جنوب شرقي روستايي به همين نام و بر روي تك ارتفاع آهكي كه در محل به « گردي تپه » اشتهار دارد مورد شناسايي قرار گرفت . دژ بر تمام ارتفاعات مجاور و نيز دشت وسيع در اطراف رودخانه تتاهو كه از جنوب به شمال در جريان است كاملاً مسلط مي باشد . شكل قلعه بيضي نزديك به دايره است و برج هاي آن نيم دايره و توپر مي باشد . سنگهاي بكار رفته در جبهه بيروني آن همه بزرگ و تراشدار بوده است ، اما سنگهاي جبهه دروني حصار دژ از سنگ لاشه است و سنگ هاي كوچك از جنس آهكي با ملاتي احتمالاً از ماسه و آهك كه در داخل حصار بكار رفته در استحكام بدنه ديوار بسيار موثر بوده است . در داخل دژ بقايايي از ساختمان هاي سنگي است كه حتي فرم خود را نيز حفظ كرده اند ، اين بقايا كه به عنوان تاسيسات داخل دژ منظور شده از حيث زماني با ساختمان دژ هم دوره نيست و به يكي از استقرارهاي دوره اسلامي تعلق دارد .

قلعه داش تپه
كل تپه :
تپه اي باستاني است كه در حال حاضر بوسيله واحدهاي ساختماني احاطه گرديده است اين تپه در روستاي كل تپه در جنوب بوكان قرار رگفته است كه اين روستا به خاطر وجود چشمه هاي متعددي در كنار اين تپه باستاني بنا گرديده است كه نام روستا هم برگرفته از نام تپه است . ارتفاع نسبي اين تپه از 30 تا 40 متر بيشتر نمي شود شامل بقايايي از فرهنگ انسانهاي دوران ماد مي شود و علت اصلي انتخاب اين انسانها براي سكونت به احتمال قوي مسائل امنيتي و تدافعي بوده است . ازانجا آذربايجان غربي بويژه كناره هاي درياچه اروميه مركز آتشكده ها و آيين هاي ايران كهن بوده است قدمت كل تپه هم به زماني بر مي گردد كه در آن جا آتشكده هايي بوده است و نشاني از آتش را در خود پنهان دارد .

اين تپه در روستاي كل تپه در جنوب بوكان ميباشد
ديگر آثار باستاني و قديمي بوكان شامل بناها و آثار زير مي باشد :
قلعه داش كند ، آسياب كهنه ، قلعه قره كند ، كور خانه ، قبرستان قديمي قاجر ( هزاره اول و دوم قبل از ميلاد )، قلعه عباس آباد ( ساساني )، قلعه اوغلام، قلعه سماقان، قلعه چاورچين، سد قديمي ( قورميش )، دخمه علي كند ( صفويه )، قلعه بوغه، قلعه اميرآباد ، قبرستان كاني شيشه، گنبد سردار، قبرستان خراسانه، قبرستان شيخلو ، قبرستان داش ، قبرستان كافي موزه و ...
در اين شهرستان علاوه بر موارد فوق تپههاي تاريخي ذيل نيز قابل اشاره ميباشد.
تپه باستاني ساري قاميش، تپه عربلو، تپه اسكي بغداد، تپه قلاي سمبه، تپه قلاي درويشان، تپه تاباني، تپه كلك آبي، تپه شيخان كوچك، تپه شيخان بزرگ، تپه موجه، كول تپه، تپه قلاي تپه، تپه قلعه كهنه آلبلاغ، تپه روژبياتي، تپه داربسر، قلعه تپه يا قره تپه، تپه خليكه، تپه گرد خزينه، گردشين سرآو، تپه آشي، كلك تپه، گردشين رحيمخان، تپه محمود، تپه عثمان قره، تپه كاني گوزله، عبدالله تپهسي، تپه آغ تتر، تپه اوينه چي، تپه جوانمرد، تپه تازه قلا، قلاي تبت، تپه حيدرمست، تپه كاني دروزان، تپه بند، قلاي قلعه جوق، تپه و گورستان خراسانه، تپههاي تركمن كندي، تپه ينگيجه، تپه كاني سيران، تپههاي سردارآباد، تپه اسكندر ، تپه تكان تپه، تپه عبدالله آباد، تپه باغچه، تپه اسبوغه، تپه چاورچين، تپه محمودآباد، تپه اميرآباد، تپه گرد، تپه نليسكه، تپه مقصود، زمينهاي معروف به جره، تپه قلعه قرهكند، تپه اوزون قشلاق، تپه ناچيت، تپه ايل تيمور، تپه قلاي داش كسان، تپه سردارآباد، تپه كوره خانه، تپه آسياب كهنه، گردمالان، تپه قالايچي،
دره هاي شهرستان بوكان :
از درههاي شهرستان بوكان درهكوسه است كه سيمينهرود از آن ميگذرد و قرارگرفتن سيمينهرود در كنار شهر بوكان كه از خطا لقعر درهاي عبور و شهر در دو طرف آن واقع شده موجب گرديده كه مورد توجه علاقهمندان به گردشگري قرارگيرد و اهالي شهر در روزهاي تعطيل در بالادست بوكان كه رودخانه عاري از آلودگيها است از سواحل زيباي آن استفاده كنند و علاقهمندان به صيد تفريحي نيز از ماهيان موجود بيبهره نيستند. همچنين دره برهان، دره سوتاو، دره سه كانيان، دره ساريقميش و دره قره موساليان در اطراف اين شهرستان قرار دارند.

نمايي از درههاي شهرستان بوكان
ـ غارهاي شهرستان بوكان :
از غارهاي تاريخي و ديدني شهرستان بوكان مي توان به :
ـ غاركولآباد ما بين بوكان و مياندوآب.
ـ غار قريه قلعهچي نزديك بوكان.
ـ غار مكري قرآن در روستاي خراسانه.
ـ غار كونه كوتر در قريه ينگجه بوكان اشاره كرد.
ـ آبهاي سطحي شهرستان بوكان :
ـ رودخانهها :
رودخانههاي بوكان دو رودخانه «تاتاهو» و «جغتو» است كه به نامهاي «سيمينهرود» و «زرينهرود» نامگذاري شدهاند. رودخانه زرينهرود درحدود 36كيلومتري از طرف خاور بوكان به سوي مياندوآب سرازير ميگردد و رودخانه سيمينهرود به موازي رودخانه زرينهرود از شهر بوكان گذشته و آنهم پساز آبياري نمودن اراضي زراعي آباديهاي اطراف به سوي مياندوآب سرازير شده كه در خصوصهركدام در قسمت منابع آب شهرستان مياندوآب توضيحاتي ارائه شده است.

نقشه رودخانه هاي شهرستان بوكان
ـ چشمه هاي شهرستان بوكان :
چشمههاي اين شهرستان اغلب در درههاي مناطق كوهستاني از جنس طبقات ماسه سنگ بوجود آمدهاند و در سال آبي 1379 ـ 1378 تعداد 20 چشمه با تخليه سالانه 322/4 ميليون مترمكعب كه داراي مالكيت خصوصي هستند مورد بهرهبرداري قرارگرفته است. از چشمههاي مهم عبارتنداز: چشمه معدني بوكان در 5 كيلومتري جنوبشرقي بوكان و چشمه سه كانيان، چشمه سوتاو، چشمه جوانمرد و كاني سنجد.

نمايي از طبيعت زيباي رودخانة زرينه رود
ـ قنوات شهرستان بوكان :
كل قنوات موجود در شهرستان بوكان كه توسط سازمان آب منطقهاي ارائه گرديده در سال آبي 1378 ـ 1379 تعداد44رشته با دبي آب سالانه 218/1ميليون مترمكعب مورد بهرهبرداري قرارگرفته است.
ـ چاههاي شهرستان بوكان :
تعداد كل چاههاي شهرستان بوكان در سال آبي 1378 ـ 1379 حدود 1703حلقه بوده است كه از اين تعداد 111حلقه چاه عميق و تعداد 1592حلقه چاه نيمه عميق به ترتيب با آبدهي سالانه 607/11 و 649/66 ميليون مترمكعب مورد بهرهبرداري قرار ميگيرد. مجموع آبدهي سالانه 254/78 ميليون مترمكعب ميباشد.
ـ آبهاي راكد شهرستان بوكان :
ـ سدهاي شهرستان بوكان :
ـ سد شهيد كاظمي :
براي تنظيم و استفاده از آب و سيلابهاي رودخانه زرينه جهت آبياري اراضي پاييندست سدي در محل جنوبشرقي بوكان بر روي اين رودخانه بسته شده است . ارتفاع سد از كف حدود 50 متر و طول تاج آن حدود 720متر ميباشد. اين سد قادر است تا ميزان652ميليون مترمكعب از آب رودخانه را در پشت سد ذخيره نمايد. سد مذكور از نوع سدهاي مخزني است و در سال 1350ساخته شده مقدار آب قابل تنظيم سالانه آن 535ميليون مترمكعب در سال ميباشد.

نمايي از سد شهيد كاظمي و طبيعت زيباي اطراف آن
|
آ ثار طبیعی>صفحه اصلی > آرشیو معرفی شهرستان صفحه 1 2 3 4 5 |
| |
ـ تالابهاي شهرستان بوكان :
ـ تالاب قره گل :
اين تالاب در فاصله 18كيلومتري جنوبغربي مياندوآب و در محدوده شهرستان بوكان واقع شده و مساحت آن 210هكتار ميباشد و جز در فصول تابستان در بقيه فصول داراي آب است. تالاب قرهگل داراي نيزاري است كه از پوشش گياهي تالاب بهرهمند ميشود.

نمايي از تالاب قرهگل در فصلهاي پرباران
زمين شناسي شهرستان بوكان :
زمينشناسي شهرستان بوكان از گسلتراستي ارتفاعات بلقيس واقع در شمال خاور تكاب با راستاي شمال باختر ـ جنوب خاور و شيب به باختر، پركامبرين را برروي اوليگوميوسن راندهاند. راستاي ساختمانهاي پهنه بوكان همراستا با پيسنگ پركامبرين واقع در باختر آن، شمالي و جنوبي است. لبه جنوبي و باختري اين پيسنگ توسط گسلتراستي به طول بيش از صدكيلومتر بر روي سنگهاي كرتاسه رانده شدهاند.

نقشة زمينشناسي شهرستان بوكان
ـ لرزه خيزي :
شهرستان بوكان براساس آخرين نظريات علمي و تقسيمبندي استان آذربايجانغربي برحسب پيشبيني احتمالي وقوع زلزله در نواحي بدون تخريب و نواحي تخريب كم قرار گرفته است.

وضعيت قرارگيري شهرستان بوكان در نقشة پهنهبندي زلزله
خاك شناسي شهرستان بوكان :
خاكهاي مطالعه شده در اين شهرستان عمدتاً جزو خاكهاي كلاسهاي II و VI است كه در مناطق كوهستاني كمعمق و در بخشهاي مسطح نيمهعميق تا عميق هستند. به سبب وجود عوامل بازدارنده گوناگون سطح شهرستان براي كاربريهاي زراعت آبي، ديم، مرتع و چراگاه محدوديتهايي دارد كه بهترتيب ميآيد. براي كاربريهاي زراعت آبي82 درصد از وسعت شهرستان محدوديت شديد، 5 درصد محدوديت زياد، 3 درصد محدوديت كم و 10 درصد محدوديت خيلي كم دارد. براي كاربري زراعت ديم 43 درصد از مساحت شهرستان محدوديت شديد و 26 درصد محدوديت متوسط دارد. براي كاربري مراتع و چراگاه 16 درصد محدوديت شديد، 48 درصد محدوديت زياد، 33 درصد محدوديت متوسط و 3 درصد محدوديت كم دارد.

نقشة خاكشناسي شهرستان بوكان
پوشش گياهي شهرستان بوكان :
ـ جنگلها :
در شهرستان بوكان تنها آثار باقيمانده جنگلهاي زاگرس در گورستانها و در دامنهها بصورت تكدرختي ديده ميشود و جنگلها از بين رفته است.

در شهرستان بوكان جنگل انبوه و متراكم به چشم می خورد
ـ مراتع :
از وسعت241220هكتاري شهرستان بوكان مقدار48/56درصد به مراتع اختصاص دارد. در مناطقكوهستانيگلماهور،انواعگون،گلگندم، انواعشقايق و ... به وفور درآن يافت ميشود. مراتع شهرستان بوكان جزو مراتع ميان بند بوده و با ييلاقات مناطق كوهستاني مجاور ميباشد.

مراتع شهرستان بوكان با ييلاقات مناطق كوهستاني مجاور ميباشد |
بررسي وضعيت طبيعي شهرستان بوكان از لحاظ زيست محيطي و بررسي عوامل آسيب و تخريب :
كوهها و دشت ها :
كوهها و تپهماهورها و دشتهاي شهرستان بوكان محل زيست قوچ و ميش و پرنده نادر ميش مرغ ميباشد كه دراثر فعاليتهاي كشاورزي و دامداري كه تواماً انجام ميگيرد با تبديل و تخريب مراتع به زمينهاي زراعتي و همچنين چراي سنگين و زودرس حيات گياهي و جانوري را به مخاطره انداخته است.
منابع آب شهرستان بوكان :
آبهاي سطحي :
ـ رودخانه :
رودخانه سيمينهرود از كوههاي سقز و بانه و مهاباد سرچشمه گرفته و در جهت جنوب به شمال جريان دارد و پس از عبور از شهر بوكان و كنار مياندوآب به درياچه اروميه منتهي ميگردد. براساس مطالعات و بررسيهاي به عمل آمده مهمترين منابع آلودهكننده كه اين رودخانه را دچار بحران نموده و آسيب فراواني در اين اكوسيستم آبي وارد ميسازد، فاضلاب شهر بوكان است كه بصورت خام وارد اين رودخانه ميشود و همچنين تا حدودي تخليه فاضلاب روستاهاي اطراف آن است. وقوع مرگومير ماهيان در سال1377بعد از ريزش فاضلاب شهر بوكان از مسائل مهم زيستمحيطي اين رودخانه در منطقه شهرستان بوكان ميباشد و از نظر كليه مسائل زيستمحيطي در خصوص اين رودخانه در بخش شهرستان مياندوآب اشاره شده است.
آبهاي زيرزميني :
آبهاي زيرزميني در شهرستان بوكان بصورت چشمه و قنات و چاههايعميق و نيمهعميق استفاده ميگردد كه در اين رابطه در بخش محيططبيعي اشارهشد. بطوركلي محدوديت آبهايسطحي و خشكشدن سيمينهرود در فصل تابستان باعث شده كه مردم بويژه كشاورزان و دامداران براي تأمين آب موردنياز خود و زراعت و احشام از آبهاي زيرزميني نيز استفاده نمايند كه يكي ديگر از عوامل آسيب و تخريب در آبهاي زيرزميني بهرهبرداري بيرويه از اين منابع ميباشد.
آبهاي راكد :
ـ سدها :
ـ سد شهيد كاظمي بوكان :
احداث سد علاوه بر اينكه در تأمين آب كشاورزي و شرب شهرها و صنايع نقش به سزايي دارد تأثيرات فراواني بر اقتصاد منطقه برجاي ميگذارد و اين پديده دست ساخت در اكوسيستمهاي طبيعي كه محل زندگي انواع پرندگان و آبزيان ميباشد، اثرات مطلوبي داشته و با ايجاد جاذبههاي مناسب بعنوان تفرجگاه و قايقراني و ماهيگيري نيز از آن استفاده ميگردد، اما اثرات منفي زيستمحيطي نيز همراه داشته كه از جمله مهمترين آنها با كنترل آب تأثير سوء بر پيكر ذخيرهگاه زيستكده درياچهاروميه ميگذارد. علاوهبراين به لحاظ ريزش فاضلابهاي شهري و پاييندست سد به رودخانه زرينهرود و كنترل آب از طرف سد غلظت آلايندهها بالارفته و موجبات مرگومير در اين رودخانه ميگردد به ساير اثرات منفي سد در بخش شهرستان مهاباد و ماكو به طور مشروح مطالبي ارائه گرديده است.
ـ تالابها :
ـ تالاب قره گل :
اين تالاب نيز همانند ساير تالابهاي استان در اثر دخالتهاي انساني آسيبديده و موجب خشكشدن تالاب شده است. برداشت آبهاي زيرزميني از اطراف تالاب و وجود زهآب موجب تغييرات اكولوژيكي در اين تالاب گرديده و زيستمندان تالاب و جانوران مرتبط با آن از نظر زيستي و ادامه بقا منطقه را ترك مينمايند.
پوشش گياهي شهرستان بوكان :
ـ جنگلها و مراتع :
پوشش جنگلي شهرستان بوكان در طي ساليان متمادي از بينرفته و تخريب شده است و آثار و بقاياي آن در حد اين شهرستان با شهرستان سردشت و در اماكن متبركه و گورستانها هنوز هم ديده ميشود. ولي پوشش غالب گياهي اين شهرستان پوشش مرتعي است و تعداد زيستمندان واحددامي در طول سال از مراتع اين شهرستان تغذيه مينمايند. اين در حالي است كه مراتع مذكور تنها جوابگوي واحد دامي در طول يك دورهچرايي سهماهه ميباشد. فشارروزافزون مازاد بر ظرفيت و چراي بيرويه و زودرس از عوامل نابودي و تخريب مراتع بوده و اثرات سوء زيستمحيطي در پي داشته است. در اثر تخريب مراتع برآب چشمهها تأثيرگذاشته و پرنده نادر ميشمرغ در زيستگاههاي اين شهرستان بخصوص در مرحله حساس تخمگذاري و جوجهآوري با مشكل مواجه ميگردد.
فزون برآن همهساله شاهد طغيان رودخانه سيمينهرود ميباشيم كه اثرات مخربي بر زمينهاي زراعي و روستاهاي پاييندست بجاي ميگذارد.

نقشة مناطق رويشي شهرستان بوكان
ـ بررسي عوامل آسيب و تخريب در جنگلها :
در شهرستان بوكان نيز چند نوع تخريب يا عامل تخريب كه باعث آسيب و نهايتاً موجب ناملايمات زيستمحيطي گرديده مشخص شده است. در سنوات گذشته به لحاظ فقرفرهنگي و اقتصادي منطقه و تأمين سوخت و استفاده روستائيان و تبديل به مرتع و زمينزراعي و استفاده غيراصولي از زمين تخريب جنگلها را بدنبال داشته است.
ـ بررسي عوامل آسيب و تخريب در مراتع :
وجود دام بيش از حدظرفيت مراتع و چراي بيرويه و بوتهكني و تبديل مراتع به ديمكاري باعث شده اكثرنواحي مرتعي شهرستان بدون توجه به فنولوژي گونههاي مرتعي و ديگر مسائل مربوطه دائماً به ذخيرهسازي گياهان پداخته و در بيشتر فصول سال مورد چرا قرارگرفته است كه در ادامه اين روند، گياهان غيرخوشخوراك مهاجم جايگزين گياهان خوشخوراك و باارزش مرتعي شده است. بطوركلي فقر فرهنگي و اقتصادي جامعه بهرهبردار، عواملاقليمي، عواملخاك، توپوگرافي و عدم وجود قوانيني مؤثر و يا ضعف قانون و عدم انطباق آن با عصر حاضر از عوامل مهم آسيب و تخريب مراتع بشمار ميروند.
ـ گونههاي گياهي در حال انقراض در شهرستان بوكان :
گونههاي گياهي در حال انقراض شامل گونههايي است كه بعلت بهره برداري ناصحيح در گذشته و حال نسل آنها تهديد شده و در حال انقراض است. گونهاي خوشخوراك و گونكتيرا، يونجهوحشي، چاودار كه در محلهاي بينمزارع مشاهده ميگردند، انواعگلابي وحشي، زالزالك، ارجنگ و بلوط از ديگر گونههاي در حال انقراض ميباشند.
ـ گونه هاي كمياب در شهرستان بوكان :
از گونههاي كمياب در شهرستان بوكان بلوط، گلابي وحشي، كنگر وحشي، گلكاغذي و گونهاي خوشخوراك و گون كتيرا، پسته وحشي ( بنه )، بادام وحشي، زالزالك را ميتوان ذكر كرد.
حيات وحش شهرستان بوكان :
ـ پستانداران :
شهرستان بوكان به لحاظ داشتن شرايط زيستگاهي مناسب درگذشته نه چندان دور محل زيست انواع پستانداران بوده است. ولي به علت شكار بيرويه و قتل عام حياتوحش در زمان ناامني و درگيريهاي منطقه جمعيت پستانداران بزرگ جثه بشدت آسيب ديده و اكنون به لحاظ شرايط طبيعي مناسب حدود 4 سال است كه مجدداً قوچ و ميشها در منطقه ظاهر شده و تحت حفاظت قرار ميگيرند ولي ديگر آثاري از بز و پازن وجود ندارد. گرازها ديگر ديده نميشوند. آسيب وارده بر پيكر پستانداران در منطقه به حدي است كه بزودي قابل احياء و ترميم نخواهد بود.
ـ پرندگان :
پرنده نادر ميشمرغ در دشتهاي سوتا و سهكانيان و در اين منطقه زيست ميكند و در تمام فصول سال ديده ميشود و مرحله حساس تخمگذاري را نيز در اين منطقه ميگذرانند و تعداد قابل توجهي از آن حدود 150قطعه در اين شهرستان هستند كه با توجه به موقعيت منطقه و افزايش جمعيت در چند سال اخير قابل ملاحظه ميباشد و از طرف محيطزيست كاملاً تحتحفاظت قرار دارد. پرندگان شكاري و لاشخورها و انواع پرندگان سبكبال، كبكمعمولي و چيل در سطح شهرستان زيست مينمايند ولي تعداد جمعيت وتنوع گونهاي پرندگان آبزي با مقايسه با پرندگان خشكزي كمتر بوده و پرندگان آبزي فقط در مسير رودخانه سيمينهرود و زرينهرود در محدوده اين شهرستان ديده ميشود.
ـ آبزيان :
رودخانه سيمينهرود در حوزه اين شهرستان مورد مطالعه كارشناسان محيط زيست واقع گرديده و از نظر موجودات زنده غني بوده و در چرخه حيات اين اكوسيستم آبي نقش مهمي را ايفا مينمايند و به لحاظ اطاله كلام از شرح كليه موجودات زنده صرفنظركرده و فقط به ماهيان اشاره ميكنيم. از آبزيان مهمي كه در اقتصاد مردم منطقه نقش مهمي دارد ماهيان ميباشند. كه همه ساله با بهرهبرداري از پشت درياچه سد شهيد كاظمي و زرينهرود، و سيمينهرود (حوزه بوكان) از طريق اخذ پروانه انتفاعي صيد از ادارات محيط زيست ضمن تأمين نياز ساكنان روستاها و شهر مازاد آن به ديگر شهرها و يا استانهاي همجوار صادر ميشود. ولي بعلت حادثشدن بحران خشكسالي و پايينآمدن دبيآب رودخانه سيمينهرود و ورود فاضلابهاي شهري و صنعتي آسيب جدي بر ماهيان رودخانه سيمينهرود بوجود آورده است. از ماهيان شناخته شده در حوزه اين شهرستان اسپله، كپور، سيم، سيم كپور، فيتوفاك، ماهي سفيد رودخانهاي، سياهماهي، ماهيسياهكولي و سس ماهي و زردپر است.
ـ خزندگان و دوزيستان :
خزندگان و دوزيستان در شهرستان بوكان در زيستگاههاي آبي و خشكي زيست مينمايند و نقش مهمي
را در زنجيره غذايي به عهده دارند. دوزيستان به عنوان طعمه و غذاي جانوراني چون مار و ... هستند و خود نيز با تغذيه از حشرات، در كنترل آنها نقش دارند.
بر روي خزندگانودوزيستان اين شهرستان مطالعات كافي صورت نگرفته است ولي آنچه مسلم است خزندگانودوزيستان در زنجيرهغذايي نقش مهمي را ايفا مينمايند. براساس گزارشات موجود و مشاهدات بعمل آمده خزندگان دوزيستان شناسايي شده مار افقي (گرزه مار)، مارتكابي، مارافقي مارزنجاني، مارآتشي، مارسياه سوجه، ماركوتوله، مارآبي، يله مار، كورمار، وزغ معمولي، انواع قورباغه، لاكپشتها و مارمولكها هستند.
ـ بررسي عوامل انقراض گونه هاي جانوري در شهرستان بوكان :
عليرغم اينكه اجتماعات جانوري در طي هزاران سال بوسيله تهاجمات انسان كاهش يافته است اما آنچه مسلم است كاهش دامنه وسعت حياتوحش در بدو انقلاب و ناامني منطقه بوكان و استقرار گروهكها و استفاده از اسلحههاي مدرن در جهت نابودي و شكار بيرحمانه و تبديل زمينهاي مرتعي به زراعي و آلودگي آبها و توسعه بيرويه شهري و صنعتي بيش از هرزمان ديگر بوده است و از مهمترين عوامل انقراض گونههاي جانوري در اين شهرستان ميباشند.
ـ معرفي گونههاي در حال انقراض در شهرستان بوكان :
از گونههاي در حال انقراض كلوبز، قوچوميش، گربهوحشي، شنگ (شنگآبي)، خرسقهوهاي، خوك، وحشي(گراز)، خرگوش، ميشمرغ و ماهي اسپله را مي توان نام برد.

بيش مرغ از گونههاي خاص دشتهاي جنوب استان ميباشد
ـ معرفي گونههاي جانوري خاص منطقه :
از گونههاي جانوري منطقه ميتوان به ميشمرغ اشاره كرد ولي اين گونه در شهرستانهاي همجوار نيز پراكندگي دارد و چون پرنده دورپروازي است. با احساس خطر و استرس ناچاراً منطقه را ترك و به محلهاي امن در زيستگاههاي ديگر پناه ميآورد لكن ذكر اين نقطه ضروري است كه به جز معدودي از جانوران كليه جانوران در اقصي نقاط استان و حداقل در شهرستانهاي همجوار مشاهده ميشوند.
شكارگاهها :
ـ معرفي گونههاي گياهي موجود در شكارگاههاي شهرستان بوكان :
گونههاي گياهي موجود در شكارگاهها به اختصار ذيلاً ارائه مي گردد :
بادام كوهي، نسترن وحشي، زالزالك، گلابي وحشي، انواع بلوط غرب، داغداغان، گز، پسته وحشي (بنه)، انواعگونها، انواعگنگر، انواعسلمهتره، ختمي، فرفيون، شيرينبيان، گزنه، پونه، كاكوتي، بداغاوتي، كلاهميرحسن، بومادران، گلگندم، غازآياقي، آويشن، ريواس، كلاهميرحسن، شويدوحشي، ترشك، لاله، جگن، ني، سرخس، تربچهوحشي، بارهنگ، مرغ و ... .

نمايي از گونههاي گياهي شهرستان بوكان
ـ معرفي گونههاي جانوري موجود در شكارگاههاي شهرستان بوكان :
مهمترين جانوران مهرهدار شهرستان بوكان دوزيستان، خزندگان، پرندگان، ماهيان و پستانداران هستند.
گونههاي دوزيستان و خزندگان و ماهيان در بخشهاي مربوطه اشاره شده است ولي گونههاي پستانداران شامل: قوچوميش، خرس،گرگ، روباه، شغال، رودك، سمور، زرد بر و انواع جوندگان هستند.
انواع پرندگان تيز شامل :
كبك، كبكچيل، عقابها، شاهين، بحري، بالابان، ليل، دليجه، انواعجغد، كركسمصري، دال، حواصيلها، لكلك سفيد، غازخاكستري، اردكسرسبز، خوتكا، فيلوش، اردكاردهاي، آنقوت، غازپيشانيسفيد، قرهغاز، كشيمها، اكراس، كاكاتيها، انواع پرستوهاي دريايي، سار، انواع داركوب، چنگر، سبكبالان و ميشمرغ ميباشد.
ـ مناطق مجاز و مناطق ممنوعه شكار و صيد در شهرستان بوكان :
در شهرستان بوكان منطقه ممنوعه شكار به ثبت نرسيده و كليه مناطق با رعايت قوانين و مقررات شكار و صيد براي شكار مجاز ميباشد.
ـ گونه آزاد براي شكار و صيد :
به جز حيات جانوري حمايتشده كليه گونهها با رعايت مقررات شكاروصيد و اخذ مجوز از ادارات حفاظت محيطزيست براي شكارآزاد ميباشند. به حيوانات حمايتشده و گونههاي آزاد در بخش استاني اشاره شده است.
ـ تاريخ و ساعات مجاز شكار و صيد :
تاريخ و ساعات مجاز شكاروصيد در سطح استان بلكه فراتر از آن در سطح كشور همان بوده و در بخش استاني بدان اشاره شده است.
ـ امكانات شكارگاهها :
ـ ساختماني:
در شكارگاههاي شهرستان بوكان هيچگونه ساختماني براي شكارچيان تاكنون از سوي هيچ ارگاني منظور نگرديده است. ساختمان اداره حفاظت محيطزيست بوكان براي بازديد و شناسايي كليه رويدادها كه منجر به دگرگوني و آلودگي محيطزيست ميگردد و همچنين جهت اجراي قوانينومقررات حفاظت و بهسازي محيط زيست و شكار و صيد و تهيه آمار وحوش و شناخت گدار و ... بنا شده است.
ـ پرسنلي:
اداره حفاظت محيط زيست بوكان با كارشناسان و پرسنل اجرايي در اختيار، برابر رديفهاي پستي مصوب در جهت اجراي قوانين و مقررات مربوط به محيطزيست و ساير امورات محوله براساس اهداف سازماني انجام وظيفه مينمايند.
ـ عوامل تهديد كننده گونههاي گياهي و جانوري شهرستان بوكان :
ازبينرفتن پوششگياهي و تخريب مراتع و تبديل به زمينهاي زراعتي و محدودشدن زيستگاهها و شكار بيرويه با اسلحههاي مدرن واسلحههاي شكاري متعدد و توسعه شهري و افزايش جمعيت بدون ملاحظات زيستمحيطي و تعداد بيش از حددام و استفاده بيرويه از مراتع توسط افراد سودجو و فرصتطلب و عدم برخورد قاطع با اين افراد ضمن تهديد گونههاي گياهي به تبع آن حيات جانوري را نيز مورد تهديد قرار ميدهد.
آلاينده ها :
ـ منابع انساني آلاينده و تخريب محيط زيست در شهرستان بوكان :
ـ فاضلاب ها :
در شهرستان بوكان هيچگونه تصفيه فاضلاب وجود نداشته و فاضلابشهري، صنعتيو كشاورزي مستقيماً بدونتصفيه و بصورت خام وارد رودخانه سيمينهرود ميگردد و در پاييندست شهر از روستاي عليآباد براي مصارف كشاورزي استفاده ميگردد. عليرغم اينكه امروزه در كليه كشورهاي دنيا استفاده از منابع آبي براي آبياري مناطق كشاورزي و در پي آن برداشت فرآوردهها و محصولات بيشتر و مرغوبتر امري اجتنابناپذير و روشاساسي، مؤثر و علمي به حساب ميآيد و از طرفي كشاورزي تنها راه امرار معاش مردم آن منطقه است، ميتوان از فاضلابهاي شهري به عنوان يكي از منابع مهم آبياري و همچنين كوددهي و باروري زمين كه از ديرباز طالب و متقاضي زيادي داشته و خصوصاً كه در گذشته نيز استفاده از آنها در مزارع امري كاملاً طبيعي و مردمپسند بوده است استفاده كرد. ولي باتوجه بهاينكه فاضلاب صنعتي نيز به رودخانه تخليه ميگردد و مسلماً از كيفيت آنها براي استفاده در امر كشاورزي كاسته ميشود و اثرات سوء آن در زنجيره غذايي و آلودگي خاك در نظر گرفته نميشود. در چندين ساله اخير به لحاظ پديده خشكسالي و ريزش فاضلاب به رودخانه ضمن به مخاطرهانداختن حيات آبزيان و جانوران مرتبط با رودخانه موجب مرگومير ماهيان نيزگرديده است.
ـ زباله ها :
زبالههاي شهري، تجاري و صنعتي در آلودهكردن آب و خاك مؤثر ميباشند. شهرستان بوكان فاقد نظام مدرن جمعآوري و دفنبهداشتي زبالههاست و روستاها نيز به همين منوال ميباشند. افزايشجمعيت، توسعهصنايع، پيشرفتهايجديدفنآوري، توسعهشهرنشينيوتغييرات ايجاد شده در الگوهاي مصرفي از جمله مسائلي هستند كه بحرانهاي عظيمي در رابطه با جمعآوري و دفع مواد زايد بوجود آوردهاند.
دفن بهداشتي زباله عنوان يكي از گزينههاي مقبول و منطقي در بسياري از شهرهاي جهان مورد استفاده قرار ميگيرد ولي متأسفانه در شهر بوكان زبالهها با كاميونهاي روباز در درهاي واقع در كيلومتر5جاده برهان، تخليه شده و به علت قرارگرفتن در حريم محل زيست پرنده نادر ميشمرغ و پراكندهشدن موادپلاستيكي در زيستگاه زندگي اين حيوان را به مخاطره انداخته است. افزون برآن جمع شدن كاكاييها و حضور اين پرندگان در زيستگاه جوجههاي ميشمرغ را نيز تهديد مينمايند.
ـ منابع طبيعي آلاينده و تخريب محيط زيست در شهرستان بوكان :
ـ سيل :
ذوبشدن سريع برف، بارش باران بصورت رگبار، بارندگي شديد ياكم و نيز طولاني مدت باعث ميشود كه جريان آبرودها افزايش يابد و سيل خطرناكي را بوجود آورد. با توجه به نوع و مقدار بارندگي قابل توجه در فصل بهار در شهرستان بوكان گاهاً سيل خساراتي را به بار ميآورد. و ساكنين حوزه سيمينهرود نقش اساسي در طغيان رودخانه و تشكيل سيل را دارند چرا كه با چراي بيرويه و بوتهكني و از بين بردن پوشش گياهي موجبات تشكيل سيلابها را فراهم مينمايند: ممكن است سيل به عنوان حوادث طبيعي موجب بهبود زندگي ساكنين منطقه شود بطوريكه ميدانيم بهترين زمينهاي كشاورزي زمينهايي هستند كه داراي رسوبات سيلابي رودخانهها هستند.
ـ زلزله :
زلزله يا زمين لرزه را ميتوان بعنوان تكانهاي ناشي از عوامل طبيعي زمين تعريف كرد. در بعضي موارد زلزلهها خفيف هستند و خساراتي به بار نميآورند ولي در موارد ديگر از شدت فوق العادهاي برخوردار هستند كه طي آن انرژي فوق العادهاي آزاد ميشود ودر اين حالت خسارات فراواني را باعث ميشوند. نقشه سيسموتكتونيك نشاندهنده فعاليتهاي زلزلهخيزي درحواشي كوههاي زاگرس و البرز است كه شهرستان بوكان نيز در حواشي اين گسل قرارگرفته است.
ـ آتشسوزي :
آتشسوزي از پديدههايي است كه در اثر بيمبالاتي انسانها رخ ميدهد. و در اذهان عمومي خوشايند نيست ولي تعدادي از اكولوژيستها معتقدند كه آتشسوزي رل بسيار مهمي در اكوسيستم بازي ميكند. و آن را جزء آبوهواي منطقه محسوب ميدارند و بعنوان يك پديده اتفاقي درنظر نميگيرند اگر از آتش درست استفاده شود ميتواند بعنوان يك وسيله مفيد و مناسب، حتي براي بازي به انسان خدمت نمايد.
ـ رانش زمين :
رانش زمين در اثر عوامل تخريبي و تجمع آب در سطح زيرين غيرقابل نفوذ و سنگيني برروي قطعه سوار شده رخ ميدهد. در شهرستان بوكان در مسير جاده برهان و جاده بوكان به ربط رانش زمين مشاهده ميگردد. يكي از عوامل رانش زمين احداث جادههاي روستايي و عشايري و نظامي و استقرار روستاها بر دامنهها بوده كه يك عامل خطر محسوب ميگردد.

سيل گاهاً در فصل بهار خساراتي را به بار ميآورد
ـ هتلها و مسافرخانه ها و بيمارستانها و آلودگي زيست محيطي ناشي از آنها :
ـ آلودگي ناشي از فاضلاب :
فاضلاب هتلها، مسافرخانهها و بيمارستانها در شهرستان بوكان كه عمدتاً در كنار و نزديكي رودخانه سيمينهرود فعاليت مينمايند و فاضلاب آنها بدون تصفيه مؤثر همراه با ساير فاضلابهاي توليد شده در شهر به سيمينهرود تخليه ميگردد.
براساس مطالعات بعملآمده توسط سازمان حفاظت محيطزيست نقطه بحراني رودخانه سيمينهرود در اين محل ميباشد. بيشترين آلودگي در شهر بوكان آلودگي از نوع فاضلابي بوده كه در حاشيه رودخانه با منظره زشت و نامطلوب و ايجاد بوي تعفن و ... فراهم آورده و اكوسيستم رودخانه از حالت طبيعي خود خارج شده است.
ـ آلودگيهاي ناشي از زباله:
زبالههاي هتلها و مسافرخانهها از نظر كيفيت و كميت با زبالههاي بيمارستاني و مراكز درماني كاملاً متفاوت است و نحوه دفع آنها ازمهمترين مسائل زيست محيطي در هر ناحيه بشمار ميرود. بدنبال رشد و ازدياد جمعيت مراكز درماني و بيمارستانها و به تبع آنها زبالههاي بيمارستاني افزايش چشمگيري داشته و نتايج بررسيها نشاندهنده اين واقعيت است كه نحوه بازيافت و مديريت جمعآوري و انتقال در آنها اصولي و بهداشتي نبوده و با نواقصات زيادي همراه است كه اين امر موجب گرديده كه سلامتي و بهزيستي جامعه اعم از مناطق شهري و روستايي را با خطر جدي مواجه نمايد.
نوشته شده توسط یاسری
|
لینک ثابت |
همواره از دیگر وبلاگ های نویسنده بازدیدی داشته باشید .
برای هدایت به هر یک از وبلاگ های ذیل کافی است روی نشانی مورد نظر یک بار کلیک کنید.
1 www.sahamebankha.blogfa.com خرید و فروش سهام بانک پاسارگاد سرمایه و سامان
2 www.sahamebimeha.blogfa.com خرید و فروش سهام بیمه پاسارگاد نوین پارسیان و...
3 www.sahameboursekala.blogfa.com خرید و فروش سهام شرکت بورس کالای ایران
4 www.sahamesherkatebourse.blogfa.com خرید و فروش سهام شرکت بورس
۵ www.sahamefarabourse.blogfa.com خرید و فروش سهام شرکت فرابورس ایران
۶ www.t-siman.blogfa.com خرید و فروش سهام سیمانی های خارج بورس
..................................................................................................................................
7 www.iranseir.blogfa.com سیاحت داخلی
8 www.jahanseir20.blogfa.com سیاحت خارجی
9 www.kadbanovan.blogfa.com مهارت های بانوان
۱۰ www.peykehamrah.blogfa.com بازاریابی الکترونیکی
۱۱ www.giyahdarmani.blogfa.com درمان بیماری ها با گیاهان
.................................................................................................................................
نوشته شده توسط یاسری
|
لینک ثابت |
۱.پارک ملت مهاباد، پارکی زیبا و دیدنی است که پایین دست سد مهاباد واقع شده. نور پردازی زیبا در پارک، رودخانه و اطراف آن، موسیقی کردی زیبایی که بی وقفه در پارک پخش می شود و رودخانه زیبایی که از دل این پارک می گذرد با سنگ های بزرگ و جالب داخل آب و منطقه تفرحی و گردشگری که در روبروی پارک و در دل کوه ایجاد شده است همه و همه پارک ملت مهاباد را به مکانی دیدنی تبدیل کرده است.

۲.کوه سلطان کوه کم ارتفاعی است که در مسیر مهاباد به بوکان و نرسیده به غار سهولان واقع شده است. طبق گفته افراد محلی، در زمان نه چندان دور این کوه قداست خاصی داشته و بسیاری افراد برای گرفتن حاجت به آنجا می رفته اند.

۳.بازار تاناکورا
در گوشه و کنار شهرهای غرب کشور، بازارهای مختلف با نام مشترک تاناکورا وجود دارد که هرکدام ویژگی های خاص خود را دارد. وجه مشترک همه آنها، قاچاق بودن اجناس و به طبع آن قیمت پایین است که باعث گردیده خیل عظیمی از مسافران صرفا برای خرید از این بازارها که بیشتر اجناس دست دوم خارجی را به فروش می رسانند به این مناطق مسافرت کنند.
یکی از بازارهای بزرگ و معروف تاناکورا در غرب کشور در شهر مهاباد واقع شده است. بازاری جالب و دیدنی که علاوه بر اجناس داخل آن که بسیار متنوع و فراوان، دیوارها و سقف حصیری آن نیز دیدنی است. بازاری بزرگ که تقریبا هر چیزی در آن یافت می شود. اما شاید به صرفه ترین خریدهادر این بازار لباس، کیف و کفش و عروسک باشد.
برای خریداجناس نو خارجی؛ دستگاه های الکترونیکی و... بازار بزرگ اجناس خارجی در این شهر وجود دارد که از شهر های اطراف نیز برای خرید به آن مراجعه می شود و تنوع محصول و ارزان بودن اجناس در آن قابل توجه می باشد. علاوه بر مهاباد، بازارهای مشابه دیگری در شهرهای اطراف مانند ارومیه، اشنویه و پیرانشهر وجود دارد که دیدن آنها نیز خالی از لطف نیست.



بازار تاناکورا؛ مهاباد
در میان شهرهای این بازارها، بازار پیرانشهر به دلیل نزدیک تر بودن این شهر به مرز و کمتر بودن خریدار، به نسبت
مهاباد، دارای قیمت های مناسب تری می باشد. البته باید توجه داشت که انتقال بسیاری از اجناس از این بازار مرزی به داخل کشور ممنوع بوده و قاچاق محسوب میشود. گرچه ماموران برای کسانی که بصورت تکی و به عنوان سوقات اجناسی را از بازار خریداری کرده اند و به شهر خود برمی گردند؛ مشکل چندانی ایجاد نمی کنند.
غارهای متعدد موجود در استان آذربایجان غربی همواره مورد توجه و بازدید اغلب گردشگران قرار بوده است که می توان از معروفترین آنها غار سهولان را نام برد. این غار در 35 کیلومتری شهرستان مهاباد و جاده مهاباد-بوکان واقع و از چند حوضچه بزرگ که به وسیله دالان های آبی به هم متصل شده اند تشکیل یافته است. ارتفاع سقف غار از سطح آب در حوضچه آخر 50 متر و عمق آب در حوضچه وسط به 35 متر می رسد.

نماهایی از داخل غار سهولان مهاباد
این غار به تازگی در میان ایرانگرادان معروف شده و به سرعت جایگاه ویژه ای به عنوان یکی از مهم ترین غارهای آبی ایران یافته است. این غار تا اندازه ای شبیه به غار علیصدر همدان است با این تفاوت که قسمت کشف شده آن در حال حاضر چندان طولانی نبوده و قندیل های بسیار زیبا و فراوان موجود در غار علیصدر را به صورت موردی می توان در این غار مشاهده کرد.
غار سهولان دارای دو در اصلی است که به هم راه دارند و می توان از هر یک از آنها وارد غار و از در دیگر خارج شد.بعد از ورود به غار و پس از طی مسیر پیاده سوار قایق خواهید شد و به دیدن غار خواهید پرداخت. هم اکنون به لطف نور پردازی محيط دروني غار كه با انواع لامپ ها و نورافكن ها چراغاني شده، مناظر شگفت انگيزي را می توان مشاهده کرد؛ رسوبات داخل غار اشکال گوناگونی دارد: پای فیل، عروس دریایی، خفاش و... که به همراه قندیل های زیبای غار آنرا بسیار دیدنی کرده است.

نمایی دیگر از غار سهولان
۴.غار سهولان کلمه سهول در زبان محلی کردی به معنای یخ است که شاید وجه تسمیه این غار مربوط به یخ بندان های طولانی زمستانی و خنکای تابستانی آن باشد. در حال حاضر می توان با اتومبیل تا نزدیکی غار رفت و تنها مسیر کوتاهی را مجبور به پیاده روی خواهید بود. بر سر راه غار، منطقه ای وجود دارد که تابلویی با عنوان "جاذبه معکوس" در کنار جاده دیده می شود. ظاهرا در این منطقه با وجود سرازیری جاده بر اثر کشش کوه، سرعت و شتاب اتومبیل کاهش می یابد. البته در بازدید تیم این سایت چیزی احساس نشد. طبق گفته راننده ظاهرا این پدیده بیشتر برای ماشین های سنگین و مینی بوس ها تاثیر گذار است. دلیل آن هم احتمالا وجود سنگ هایی با خاصیت مغناطیسی در کوههای کنار جاده می باشد؛ که در نوع خود پدیده جالبی است.
نوشته شده توسط یاسری
|
لینک ثابت |
مهاباد
یکشنبه 10 آذر1387 17:24
مَهاباد یکی از شهرهای
استان آذربایجان غربی در
ایران است. این شهر سرسبز است و در میان چندین کوه واقع شدهاست.
جمعیت این شهر طبق سرشماری عمومی نفوس و مسکن ایران در سال ۱۳۸۵ برابر با ۱۳۳٬۱۵۴ نفر میباشد.
زبان گفتاری مردم شهر مهاباد گویش سورانی کردی با لهجه، مُکریانی است. از بزرگان مهاباد میشود به ماملی خواننده شهیر کرد و هژار و هیمن از شاعران معروف اشاره کرد.
از جمله آثار تاریخی این شهر میشود به فقرگاه و غار آبی سهولان اشاره کرد. فاصله این شهر با پیرانشهر ۶۰ کیلومتر میباشد. تا سال ۱۳۳۸ پیرانشهر از شهرهای تابع شهرستان مهاباد بود.
در سالهای قبل از انقلاب ایران و بعد از انقلاب ایران مهاباد محل درگیری چریکهای کرد و دولت مرکزی ایران بودهاست. حزبهای سیاسی کردی دموکرات و کومله در دهه شصت خورشیدی در این شهر فعال بودهاند.
جمهوری مهاباد نیز که از جمهوریهای تأسیسشده با حمایت روسیه بود در سال ۱۹۴۶ در مهاباد تشکیل شد.
نام
این شهر در گذشته «ساوجبلاغ» (در ترکی به معنی چشمه سرد) خوانده میشد. ساکنین منطقه آن را «سابلاخ» نیز مینامند. [نیازمند منبع]
نام مهاباد در زمان رضاشاه برای این شهر برگزیدهشد.
محلات و معابر
پیشینه
دیرینگی این شهر دست کم به دوران صفوی بازمیگردد. شهر مهاباد در کالبد فعلی توسط صارمبگ از ملوک کُرد ساوجبلاغ مکری در اوایل سدهٔ ۱۱ هجری در بخش شمال نزدیک به خم رودخانه مهاباد (محلات باغ سیسه و دباغیان) فعلی بنا گردید.
قدیمیترین منطقه مهاباد «باغ سیسه» نام دارد که یکبار هم بر اثر سیلاب ویران شدهاست و امروزه دارای معماری قدیمی و بافت آن رو به فرسایش است.
سیل و آسیبهای دیگر باعث انتقال خانهها به قسمتهای جنوبی و ایجاد محلات تازه در حوالی میدان چهارچراغ (شهرداری فعلی) گردیدهاست.
شهر مهاباد به حالت متروکه درآمده بود تا اینکه بداقسلطان حکمران مهاباد دوباره به آبادانی آن پرداخت. بازرگانی در این شهر در دورهٔ قاجار گسترش یافت و مبادله کالا با شام و بیروت انجام میشد که بیشتر در سراهای موصلیان، کریمخان و کاشیها در بازار مهاباد و کاروانسرای سیمون، همدانیها، تاجرباشی و کوسه صورت میگرفت.
مهاجرت به شهر در طول دهه ۵۵-۱۳۴۵ خورشیدی افزایش چشمگیر داشت و تراکم جمعیتی آن را بالا برد. بیشتر این مهاجرتها از دیگر شهرهای کردنشین منطقه بودهاند. پس از گسترش شهر بسیاری از باغهای پیرامون مهاباد مسکونی شدند که امروزه این امر در نام تعدادی از محلات این شهر که با واژهٔ باغ همراه است دیده میشود.
امروزه تمرکز ادارات، بانکها و سازمانهای دولتی و مغازهها و فروشگاهها بیشتر در امتداد خیابانهای جمهوری اسلامی، سید نظام، طالقانی، بلوار توحید و جام جم است. محلات کارمندی شهر بیشتر در نیمهٔ شمالی و مناطقی که ورود و خروج کالاها (بسیاری از آنها به صورت قاچاق) در آن بیشتر صورت میگیرد در نیمهٔ جنوبی شهر قرار دارد.
نخستین لولهکشی آب در سال ۱۳۴۰ خورشیدی در شهر مهاباد آغاز به کار کرد و تصفیهخانه آب مهاباد نیز در سال ۱۳۵۳ به راه افتاد. پیش از آن در اغلب منازل و مساجد قنات و چاه شخصی وجود داشت.
امروزه تمامی معابر شهر آسفالت است و شهرک صنعتی که در کیلومتر ۱۸ جاده مهاباد-میاندوآب قرار دارد و ۹ واحد آن به بهرهبرداری رسیدهاست برای ۱۸۴ نفر ایجاد اشتغال کردهاست.[۱]
این شهر در دهههای گذشته آشوبهای سیاسی نیز بهخود دیدهاست. مقر جمهوری مهاباد که در سال ۱۹۴۶ با حمایت روسها تشکیل شدهبود در شهر مهاباد بود. در سالهای پیش از انقلاب ۱۳۵۷ ایران و مدتی پس از آن مهاباد محل درگیری چریکهای چپگرا و دولت مرکزی ایران بود. حزبهای سیاسی دموکرات و کومله در دهه شصت خورشیدی در این شهر فعال بودهاند.
چهرههای معروف
دانشگاه ها
- دانشگاه آزاد اسلامی
- دانشگاه پیام نور
- دانشکده بازرگانی
آثار دیدنی و جاذبههای گردشگری
دریاچه سد مهاباد، مسجد جامع، آرامگاه بداق سلطان، دانشگاه آزاد اسلامی، آب معدنی گراوان، شهر بازی، پارکهای ملت-سید قطب-استاد مجدی-اقاقیا-میخک و از همه دیدنی تر پارک مکائیل و غار سهولان میباشد.
ایلهای منطقه
مهمترین ایل این شهر منگور میباشد.اکثریت جمعیت این ایل در دو دهستان منگور غربی و منگور شرقی سکونت دارد. دهستان منگور غربی تابع پیرانشهر و دهستان منگور شرقی از توابع مهاباد میباشد.
آب و هوای مهاباد
شهر مهاباد با قرار گرفتن در شمال غربی جمهوری اسلامی ایران دارای آب و هوای معتدل کوهستانی است. تابستانها گرم و زمستانها بسیار سرد میباشد. بهار قشنگ ترین فصل دراین منطقهاست. در پاییز بیشتر شاهد هوای بادی همراه با گرد و غبار هستیم. گرمای تابستان باعث علاقه شدید مردم به ورزش شنا شدهاست.
.......................................................................................................................................
مهاباد یکی از شهرهای مهم آذربایجان غربی است که در جنوب دریاچه ارومیه واقع شده است. این شهر نیز مانند سایر شهر های استان دارای آب و هوای سرد سیری است و بهترین زمان برای سفر به آن از اردیبهشت تا مهر ماه و به ویژه تابستان می باشد. جمعیت زیاد و وجود مراکز خدماتی و دولتی، این شهر را به یکی از شهرهای مهم استان تبدیل کرده است. یشتر مردم این منطقه کرد و اهل تسنن بوده و دارای مذهب شافعی هستند؛ و از این رو نام امام شافعی بر روی بسیاری از کوچه ها و خیابانها و مساجد دیده می شود.

نماهایی از شهر مهاباد
این شهر در میان شهرهای استان به عنوان یک شهر کاملا توریستی و با جذابیت های فراوان شناخته شده و در ایام تعطیل به خصوص در فصل تابستان، سیل عظیم مسافران از شهرهای اطراف به سمت این شهر سرازیر می شود. مهاباد دارای مردمی بسیار با فرهنگ و مبادی آداب است؛که از حضور گردشگران استقبال خوبی می کنند و برخورد بسیار مناسبی با توریست و گردشگر خارجی دارند به نحوی که این شهر در بین شهر های اطراف عنوان "پاریس کوچولو" را به خود اختصاص داده است و اگرچه کمبود هتل و اماکن اسکان گردشگر در این شهر مشهود است اما باتوجه بیشتر این شهر می تواند به ویژه برای تحقیقات مردم شناسانه محلی بسیار مناسب باشد.
سد مهاباد و رودخانه آن، پارک ملت و بازار اجناس خارجی از جمله مراکز تفریحی و دیدنی شهر به حساب آمده و علاوه بر آن وجود غار دیدنی سهولان و غار تاریخی فخریگاه در نزدیکی این شهر نیز امتیازی برای جذب گردشگر می باشد.
نوشته شده توسط یاسری
|
لینک ثابت |
شهرستان میاندوآب در جنوب
دریاچه ارومیه و جنوب شرقی استان
آذربایجان غربی واقع شده. مرکز این شهرستان شهر
میاندوآب است. وجه تسمیه میاندوآب که به ترکی
قوشاچای نیز نامیده شده حاصل موقعیت این شهر بین دو رود
زرینهرود و
سیمینهرود هست که به ترکی
جیغاتو چای و
تاتائوچای نامیده میشوند.
از لحاظ گروههای جمعیتی میاندوآب و اطراف آن بسیار متنوع است. زبان رایج اکثر اهالی ترکی
است . تعداد زیادی از روستاهای ترک نشین از پیروان اهل حق یا علوی هستند ولی اکثریت با پیروان شیعه وسنی میباشد. در شهر میاندوآب تعداد بسیاری پیرو طریقت دراویش از قدیم الایام بوده اند
جمعیت این شهرستان طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ برابر با ۲۴۵۱۵۸ نفر بوده است که از این تعداد ۱۲۳۹۹۳ نفر آنان مرد و ۱۲۱۱۶۰ نفر آنان زن بوده اند. شهر میاندواب بعد از بوکان ومهاباد سومین شهر بزرگ در جنوب استان تلقی می شود. [۱].
تقسیمات کشوری
تقسیمات کشوری این شهرستان، بنابرآنچه در نتایج آمارگیری سرشماری سال ۱۳۸۵ کل کشور آمده است، بر حسب بخش، شهر، دهستان و روستا به شرح زیر است: [۱]
بخشها
شهرها
دهستانها
دهستانهای بخش مرکزی
دهستانهای بخش مرحمت آباد
دهستانهای بخش باروق
کشاورزی
موقعیت بسیار مطلوب جغرافیائی باعث رشد بسیار خوب کشاورزی و در نتیجه ترقی صنعتی منطقه میاندوآب شده است. کارخانه تولید قند و شکر میاندوآب در اوایل قرن بیستم با همکاری مهندسان آلمانی بنا گردید. بنای سد انحرافی نوروزلو در سالهای ۱۳۵۰ هجری شمسی این ناحیه را مستعد آبادانی و صنعتی نمودن ناحیه نمود.
تاریخ شهرستان میاندوآب
کشف چندین اثر باستانی در اطراف میاندوآب، نشانگر اسکان بسیار قدیمی منطقه در دورانهای ثبت نشده تاریخ هست. در اوایل سلطنت آقامحمد خان قاجار به دنبال کوچ اجباری جمعیتی از منطقه کرمان به اهالی شهر اضافه شدند و در مدت دو نسل در جمعیت ترک میاندوآب استحاله گشتند. اسامی برخی محلهها و شهرتها مانند رابریلر، سیرجانیلر و کرمانی نشانگر این حرکت جمعیتی بوده. دو دلیل اصلی این حرکت جمعیتی مهاجرت اجباری یا تبعید در اثر شورش ذکر شده. سرکوبی یاغیهای منطقه کرمان و اسکان جمعیت بیشتر در این منطقه به منظور مقابله با حملات کردها به بناب و مراغه بوده است. این شهر در واقع مرز منطقه ترک نشین و کردنشین است. تهاجمات متعدد بعضی از قبایل محلی کرد در این منطقه تا اواخر مشروطیت ادامه داشت. در این برهه گزارشهای بسیاری از حملات به کردان توسط لشکر شجاعالسلطنه نیز ثبت شده است.
در سالهای متلاطم جنگ جهانی اول میاندوآب نیز مانند بسیاری مردم منطقه طعم تلخ قحطیها و بی ثباتی ایران را کشید. دولت ایران در هرج و مرج خان خانیهای محلی و آشفتگی سیاسی بود. در این دوره دول انگلیس و آمریکا به وساطت مبلغان مسیحی خواستار برقراری یک جمهوری مسیحی به رهبری ارامنه و آسوری ها با مرکزیت ارومیه بودند.
در اواخر جنگ دوم جهانی ارتش شوروی کنترل این منطقه را به دنبال تبعید رضاشاه به دست گرفت. در این سالها حزب دمکرات (دمکرات فرقه سی) به رهبری جعفر پیشهوری هواداران بسیاری را در میاندوآب و اطراف به خود جلب کرد. به روایتی برگزاری کلاسهای ترکی و اداره منظم شهر در این دوره کوتاه باعث خوش بینی اهالی به این حزب شد و به روایتی دیگر مردم منطقه از این حزب ناراضی بوده و پیش از رسیدن نیروهای دولتی خود به مبارزه با حزب دموکرات پرداخته و بساط آنها را برچیدند.
آثار باستانی
آثاری از حکومت مادها و اورارتور در روستای داش تپه موجود است
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86_%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%A2%D8%A8
......................................................................................................................................
آثار و ابنيه تاريخي شهرستان مياندوآب
تاريخ شهرستان مياندوآب :
شهر مياندوآب مركز شهرستان مياندوآب در استان آذربايجان غربي با پهنه اي حدود 10 كيلومتر مربع قرار دارد. شهر مياندوآب به دليل اينكه ميان سيمينه رود و زرينه رود قرار گرفته است « ميان دو آب » ناميده شده است . مياندوآب بدليل قرار گرفتن در مسير راه تبريز ـ مراغه ـ سنندج و اروميه و پيوند دادن استان هاي آذربايجان غربي و شرقي و كردستان از جايگاه ارتباطي و نظامي و استراتژيك ويژه اي برخوردار است . هلاكوخان مغول روستاي حسين آباد را كه در چند كيلومتري جنوب شهر مياندوآب قرار دارد ، به پايتختي تابستاني خود انتخاب كرد . در گذر تاريخ ، مردان گوناگوني چون مادها ، ماناها ، اورارتوها ، كردها ، سلجوقيان ، ترك و مغولها در اين ناحيه سكونت يافته اند .
مسجد طاق مياندوآب :
اين بنا در كوچه طاق ، منشعب از خيابان 17 شهريور واقع است و به نظر ميرسد كه بين سالهاي 1210 ـ 1200 هجري قمري توسط « احمد خان بيگلر بيگي » حاكم مراغه ساخته شده است .
بناي مسجد بصورت شبستاني ستوندار با پوشش طاق و گنبد است . پوشش اين مسجد ، متشكل از 9 گنبد كوچك است كه بر طاق ها و چهارستون مياني و جزرهاي ديواري قرار گرفته اند . كه ستونهاي مياني ، مكعب شكل هستند . طاق ها از آجر با ملات گچ و شالوده از سنگ و ديوارها از خشت ساخته شده اند و در دوره هاي بعد ، الحاقات زيادي به مسجد صورت گرفته است .

نماي داخلي مسجد طاق مياندوآب

نماي بيروني مسجد طاق مياندوآب
قلعه بختك:
قلعه بختك كه بقاياي خرابه هاي آن هنوز هم در روستاي ميلان ( يكي از روستاهاي مياندوآب ) قرار دارد ، گويا توسط يكي از سرداران خسرو انوشيروان به نام بخدك ساخته شده است . ظاهراً علت احداث قلعه آزمودن قدرت نظامي و نشان دادن آن به شاهنشاه ساساني بوده كه توسط بخدك پيشنهاد شده بود . بناي قلعه بسيار محكم ساخته شده است . طبق آثار موجود ، آب مورد نياز قلعه را از چهار فرسنگي طوري به قلعه هدايت مي كرده اند كه غير از خود بختك و تني چند از مقربين او كسي از سرچشمه آب اطلاعي نداشته است .

نماي قلعه بختك در مياندوآب
داش تپه :
داش تپه به اعتبار آثار قلعه مانندي كه روزگاري بر فراز آن بوده و دهانه آن با وسايل و مصالح لازم و با نهايت مهارت مسدود شده است در كنار روستاي داش تپه در حوالي مياندوآب قرار دارد . در سمت شرقي تپه ، محل يك درب ورودي به درون تپه ديده مي شود كه از ساروج و آهك ساخته شده است ، اهالي محل ، اقدامات زيادي براي ورود به تپه ( درون قلعه ) انجام داده اند كه تاكنون بي نتيجه مانده است . محققين و باستانشناسان بسياري از اين تپه ديدن كرده اند و مقداري از بقاياي ظروف سفالين خرد شده در اطراف تپه يافته اند . بين اهالي شهر مشهور است كه قبر زرتشت پيامبر پاك آيين ايراني درون اين تپه قرار دارد . اين تپه هنوز جز آثار باستاني به ثبت نرسيده است .

نماي داش تپه مياندوآب
پل ميرزا رسول :
اين پل تاريخي در 5 كيلومتري مياندوآب بر روي رودخانه زرينه رود بنا شده است . اين اثر كه قدمت آن به دوره قاجاريه مي رسد در حال حاضر ، در كنار جاده مياندوآب به اروميه واقع شده است . طول اين پل 52 متر و تعداد دهانه هاي آن 7 دهانه مي باشد . مصالح بكار رفته در اين بنا در قسمت پايه ها و سيل شكن ها ، سنگ و در بقيه قسمتها آجر مي باشد . اين بنا به شماره 2068 در فهرست آثار ملي ثبت شده است .

نماي پل ميرزا رسول مياندوآب
پل كوسه لر :
پل كوسه لر در 10 كيلومتري شمال شرقي مياندوآب در مسير جاده مياندوآب به شهر چهار برج در روستاي كوسه لر بر روي كانالي به نام « آجي گوبي » كه از زرينه رود منشعب است ، ساخته شده است . با توجه به نوع ساخت آن قدمت اين پل به اواخر دوره قاجاريه براي ارتباط ميان دو طرف كانال آب مي رسد . پل كوسه لر داراي 2 پايه است كه با لاشه سنگ و ملات آهك بر روي پي هاي نه چندان محكم استوار گشته اند پايه ها 6/1 متر عرض و 5/4 متر طول و در جهت مخالف جريان آب داراي آب شكن هاي مثلثي مي باشند كه هم اكنون بقاياي آنها باقي مانده است . طول آب شكن ها حدود 1 متر و ارتفاع پايه ها و آب شكن ها از كف پل تا قسمت پايه طاقها 5/1 متر مي باشد .
ساختمان پل داراي سه دهانه يا چشمه است كه طول آنها 2 متر و ارتفاع آنها از كف پل 2/3 متر مي باشد و با آجر و ملات آهك ساخته شده است . در حال حاضر اين پل متروكه مي باشد و پيشنهاد مي شود پس از مرمت با همان كاربري سابق خود جهت عبور عابر پياده استفاده شود .
از ديگر آثار تاريخي و باستاني مياندوآب مي توان به نقاط زير اشاره كرد :
مجاري صخره اي معروف به چهل پله ، امازاده تاجن علي ، قلعه هلاكو ، آرامگاه ملا شهاب الدين ، قلعه حسين آباد ، قلعه خرابه ، قزل قلعه ( قزون 7 و 8 هـ . ق ) دليك داش ( دوره تاريخي ) .
در أين شهرستان، علاوه بر موارد فوق تپههاي تاريخي ذيل نيز قابل اشاره ميباشد.
تپه قره گوزلو، تپه شينآباد، بقاياي تپه يارجان عليا، جواد تپه سي، تپه كهنه كند، قوروقچي تپه سي، تپه چال خماز، تپه ايت اؤلن (سگ مرده)، سيچان تپه سي، تپه انجير داغي، تپه چليك، تپه اوزون قلاي، تپه گورآباد (تپه بازار)، تپه قرمز خليفه، تپه شورجه باروق، ياغلان تپه، تپه سد نوروزلو، تپه گرده شين، رش، تپه همين باريك، تپه گرد، تپه عباس بلاغي، تپه شيطان تختي، تپه كشاوير، تپه چراغ بابا، تپه ملكآباد، پاره تپه، تپه فسندوز، تپه دولت آباد ، تپه قلعه هلاكو، تپه مادي، تپه قبچاق، تپه اوزون قشلاق، اوچ تپه شهرك، باو تپه يا (اسلام تپه)، تپه ميرزا علي عسگر، حاج تپه سي، تپه قبرستان ـ فيروزآباد، ميرزا نظام تپه سي، ايلان تپه سي، نصيبان تپه سي، تپه كول يري ورزن، دوشان تپه، تپه صارمي، تپههاي يقين علي تپه،
دم دم تپه، تپه اوچ تپه گرد، تپه بازار شيطان آباد، داش تپه، تپه چوغان لو، گردملاحسن، تپه سوگلي تپه، تپه قره تپه، زمينهاي گاوميش گولي، ارمني تپه، شورتپه، تپههاي نصير كندي، تپه و گورستان قارياغدي، تپه شوريجه، تپه ملا شهابالدين شماره 1، تپه چهار برج قديمي، تپههاي آي ديشه، گوگ تپه
......................................................................................................................
ادامه
مطلب
نوشته شده توسط یاسری
|
لینک ثابت |